( رنگ آمیز ) رنگ آمیز. [ رَ ] ( نف مرکب ) کنایه از نقاش است. ( از آنندراج ). نقاش که کارش مخلوط کردن رنگها بهم و رنگ با آب است. ( فرهنگ نظام ). نقاش. ( ناظم الاطباء ):
از پی نقشهای جان آویز
اختران نقش بند و رنگ آمیز.سنائی ( حدیقةالحقیقه ).و در آن حوالی مرغزاری بود که ماه رنگ آمیز از صحن جمال او نقشبندی آموختی. ( کلیله و دمنه ).|| نیرنگ باز. حیله ساز. محیل. مکار:
جوابش داد رنگ آمیز دایه
بگفتا نیست کاری خوارمایه.( ویس و رامین ).دلم رمیده لولی وشی است شورانگیز
دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز.حافظ.
( رنگ آمیز ) ( ~. )(ص فا. ) ۱ - نقاش. ۲ - حیله گر، مکار.
( رنگ آمیز ) ۱. کسی که رنگ ها را به هم مخلوط کند، نقاش: از پی نقش های جان آویز / اختران نقش بند و رنگ آمیز (سنائی: ۲۱۸ ).
۲. [قدیمی، مجاز] حیله گر، نیرنگ باز، مکار: دلم ربودۀ لولی وشی ست شورانگیز / دروغ وعده و قّتال وضع و رنگ آمیز (حافظ: ۵۳۶ ).
۳. (صفت مفعولی ) [قدیمی، مجاز] آمیخته با ریا، ریایی.
( رنگ آمیز ) ( صفت ) ۱ - رنگ آمیخته. ۲ - نقش شده.
نقاش.
حیله گر، مکار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز رنگ آمیزی این باغ عبرت برنمیآید به غیر از نقشبند طاق نسیانی که من دارم
💡 شرنگ آمیز شد کامم ز کام خویش ناکامم که شاید بر دهد کامم جدا گشته ز خواب و خور
💡 ای زلفت از نیرنگ و فن کرده مرا بی خویشتن شد خون چشمم چشمه زن از چشم رنگ آمیز تو
💡 برای کاربردهای رنگی و معماری کاربرد زیادی دارد و میتوان از آن به عنوان رنگ آمیزی محیطی بتنها استفاده کرد.
💡 یکی از کاربردهای محبوب در صنعت خودروسازی است که از آن برای رنگ آمیزی خودکار آینه های دید عقب در شرایط نوری مختلف استفاده می شود.
💡 اکتینومیستها هوازی را می توان بر اساس رنگ آمیزی اسید فست طبقه بندی کرد.