دیوار، سازهای است که مسئولیت نگهداری یک منطقه مشخص، سقف یا بار را بر عهده دارد. همچنین، به معنای حائل میان دو چیز نیز به کار میرود. نوع گلی یا دای، از نوع خاصی از گل به نام گل دای ساخته میشود. گل دای به گلی اطلاق میشود که میزان آب آن کمتر از سایر انواع گلها بوده و خاک آن فاقد شنهای ریز است. برای ساخت دای، ابتدا ردیفی از گل دای به ارتفاع حداقل چهل سانتیمتر ایجاد میشود. پس از خشک شدن این ردیف، ردیف دیگری بر روی آن قرار میگیرد تا در نهایت کامل شود. هر یک از این ردیفها به نام چینه شناخته میشوند. برای افزایش استحکام آن، ضخامت چینههای پایین بیشتر از چینههای بالاست، به همین دلیل سطح مقطع دای برخلاف نوع خشتی که مستطیلی است، به شکل ذوزنقهای است. در مناطق کوهستانی و در نزدیکی رودخانهها، به منظور حفظ و تقویت خاکریز و بستر خط آهن، از انواع مختلف آن ها استفاده میشود. آن ها عمدتاً به صورت وزنی ساخته میشوند و بسته به محل، میتوانند بتنی یا سنگی باشند که در بیشتر مناطق راهآهن، دیوارها به صورت سنگی احداث میشوند. دیوار بالی، دیواری است که به صورت زاویهدار نسبت به پایهها در دو طرف پل ساخته میشود و در مواردی که آب مسیر خود را بدون...

دیوار
لغت نامه دهخدا
دیوار. [ دی ] ( اِ ) ( از: دیو + آر، علامت نسبت ). ( بهار عجم ). جدار و بنائی که در اطراف خانه میگذارند و بدان وی را محصور می کنند. هرچیزی که فضای را محصور کند خواه از مصالح بنائی باشد و یا جز آن. ( ناظم الاطباء ). دیفال. دیوال. لاد. ( یادداشت مؤلف ). کت. ( بلهجه طبری ). ترجمه جدار و دیوال تبدیل آن است زیرا که را و لام بهمدیگر بدل میشوند نیز با فا تبدیل می یابد لهذا فارسیان گاهی دیوار را دیفال نیز گویند. ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ). تَرا
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
( اسم ) جداری که در اطراف خانه زمین باغ و غیره بنا کنند بجهت محصور کردن و حفاظت آن آنچه از خشت آجر گل سنگ شاخه های درخت و جز آنها در اطراف محوطه ( خانه باغ زمین و غیره ) بنا کنند. یا دیوار خانه وروزن شدن خراب شدن خانه یا دیوار کوتاه دیدن عاجز وزبون دیدن.
ویکی واژه
حایل میان دو چیز.
سازهای است که برای حفاظت و مشخص کردن یک محدوده
دیوار کسی کوتاه بودن کنایه از: زبون و ناتوان بودن.
دیوار حاشا بلند بودن کنایه از: همه چیز را آسان انکار کردن.




جملاتی از کلمه دیوار
کرده چو سایه روی بدیوار روز و شب با آفتاب و ماه گهم جنگ و گه عتاب
بال اقبال هما را در سعادت گستری می شمارد فرد باطل سایه دیوار من
عروج همتی در کار دارم همه گر سایهام دیوار دارم