دم گاو

فرهنگ معین

(دُ مِ ) (اِمر. ) گاودم، دوال و تسمه ای که آن را به شکل دم گاو تابند و مانند تازیانه به کار برند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - دنب گاو ذنب ثور. ۲ - دول و تسمه ای که آنرا بشکل دم گاو تابند و همچون تازیانه بکار برند تازیانه بزرگ. ۳ - دوال ستبر که با آن طبل نوازند. ۴ - نفیر گاو دم. ۵ - بوق.

ویکی واژه

گاودم، دوال و تسمه‌ای که آن را به شکل دم گاو تابند و مانند تازیانه به کار برند.

جمله سازی با دم گاو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای چو خران... ر خورده، ریش فرومان تا چو دم گاو درکشی بدهن ریش

💡 زنده شد کشته ز زخم دم گاو همچو مس از کیمیا شد زر ساو

💡 بدگهری کو ز جهل تاج شهان را بماند بر دم گاوان شود زنگله یا مسلمین

💡 دم گاو کشته بر مقتول زن تا شود زنده همان دم در کفن

💡 ای عامی خر بدین روش من سگ تو خوش پای که داری دم گاوی در دست

💡 اشک می‌راند او کای هندوی زاو شیر را کردی اسیر دم گاو

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز