خم‌کننده

مترادف‌ها

منحنی‌کننده

متضادها

راست‌کننده، صاف‌کننده

فرهنگستان زبان و ادب

{flexor} [علوم پایۀ پزشکی] 1. عامل خمش 2. ماهیچه ای که مفصل را خم می کند

ویکی واژه

۱. عامل خمش ۲. ماهیچه‌ای که مفصل را خم می‌کند.

جمله سازی با خم‌کننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تفاوت رژیدیتی با اسپاستیسیتی در این است که در حالت دوم، فقط گروه عضلات خم‌کننده یا صاف‌کننده یک مفصل درگیر می شود و همچنین در اسپاستیسیتی برخلاف رژیدیتی، تون پاتولوژیک در یک دامنه خاص زیاد بوده و با اعمال نیروی ممتد غیرفعال، ناگهان کاهش می‌یابد که به این حالت اخیر پدیده چاقوی ضامن دار می‌گویند.

💡 مهندس معمار برای طراحی سقف این سالن بزرگ، از تیرهای خم‌کننده با متریال خاص استفاده کرد تا زیبایی و استحکام سازه را همزمان حفظ کند.

💡 این دستگاه خم‌کننده فلز با دقت بسیار بالا عمل می‌کند و می‌تواند ورق‌های ضخیم را بدون ایجاد هیچ‌گونه ترک یا آسیب به شکل دلخواه درآورد.

💡 در فرآیند تولید قطعات خودرو، استفاده از ماشین‌آلات خم‌کننده پیشرفته باعث شده است که کیفیت نهایی محصولات به طرز چشمگیری افزایش یابد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران