لغت نامه دهخدا
خارج شدن. [ رِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بیرون رفتن. بیرون آمدن. برون آمدن.
خارج شدن. [ رِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بیرون رفتن. بیرون آمدن. برون آمدن.
( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - بیرون شدن، بیرون رفتن (از خانه، شهر و غیره. ) ۲ - ترک کردن (اداره، موسسه و غیره ).
( مصدر ) ۱ - بیرون شدن بیرن رفتن ( از خانه شهر و غیره ). ۲ - ترک کردن ( اداره موسسه و غیره ).
uscire
بیرون شدن، بیرون رفتن (از خانه، شهر و غیره.)
ترک کردن (اداره، موسسه و غیره)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تعدادی از واگنهای قطار خط تهران - کرمان یکشنبه شب از خط خارج شدند. هنوز از وضعیت مسافران و خدمه قطار خبری در دست نیست. بیبیسی فارسی
💡 اگرچه که گوزمن برای مدت طولانیای به شکل موفق توانسته بود مخفی بماند اما یکی از اعضای تیم حفاظت وی که دستگیرشدهاست اظهار داشت که اخیراً وی ریسک خارج شدن از محل اقامتش را میکرده.
💡 «آخرین مسافر» فیلم پرهیجان و دلهرهآور به کارگردانی امید نوشین است. فیلم با شرکت کارا توینتون و دوگری اسکات از یک روز معمولی و مکالمه بین یک زن و مرد غریبه مسافر قطار شروع میشود. ماجرا در پی از خط خارج شدن این قطار شهری با مسافران معمولی وارد مرحله تازهای میشود.
💡 جمعی از کارگران شرکت اکسیر صنعت مشغول به کار در پروژه پالایشگاه آبادان و تعدادی از کارگران پیمانکاریهای نوروزی و زردادخانی شاغل در فولاد آلیاژی یزد برای اعتراض به افزایش نیافتن دستمزدهایشان در سال ۱۴۰۲، دست به اعتصاب زده و از محوطه این شرکتها خارج شدند.
💡 اندی کار حرفهای خود را با کورُس شاهمیری آغاز کرد. هر دو از نوازندگان گیتار برای شهرام شبپره بودند که از آن گروه به تدریج خارج شدند. آنها ۴ آلبوم با هم ضبط کردند. اما برای پیشرفت بیشتر از هم جدا شده و به تنهایی ترانه خواندند. با اینحال، دوستیشان تا به امروز ادامه دارد.