کت کن
لغت نامه دهخدا
کت کن. [ ک َ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کوهدشت بخش طرهان شهرستان خرم آباد. جلگه ای و گرمسیر. با 240 تن سکنه. آب آن از نهر خسروآباد. محصول آنجا غلات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی سیاه چادربافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ص 289 ).، کتکن. [ ک َ ک َ ] ( نف مرکب ) چاه جوی را گویند که کاریزکن باشد. ( برهان ). کاریزکن. ( فرهنگ جهانگیری ) ( ناظم الاطباء ). چاه کن. ( آنندراج ). چاخو. کاریزکننده. شاید این کلمه تصحیف کَنکَن بمعنی کان کن باشد و امروز هم این لفظدر فارسی متداول است. ( یادداشت مؤلف ):
پنجه تو که کتکن قاب است
در زمین پلاو نقاب است.حکیم شرف الدین شفائی ( از آنندراج ).رجوع به کنکن شود.
فرهنگ معین
(کَ. کَ ) (ص فا. ) کاریزکن، مقنی.
فرهنگ عمید
=کاریزگر
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان کوهدشت بخش طرهان شهرستان خرم آباد
ویکی واژه
کاریزکن، مقنی.
جمله سازی با کت کن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و این هر دو نفس با این مجموع قوّتها که یاد کردیم همه خادمان نفس حیوانیاند و نفس حیوانی قوتی است که جسم به اختیار او حرکت کند وچیزها را به حس دریابد و نفس حیوانی به غیر از این خادمان که گفتیم دوازده خادم دیگر دارد، چنانکه ده حواساند و یکی قوت شهوت ودیگر قوت غضب.
💡 حکیمی دیگر گفت: دوری از خلق خدا جز در سه مورد شایسته نیست: از سلطانی که قصد تدبیر مملکت کند، و حکیمی که قاصد استنباط حکمت بود و دیگری زاهدی که قصدش مناجات خداوند باشد.
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به سرقت بزرگ قطار و حرکت کن اشاره کرد.
💡 در سال ۲۰۰۳ مهمانی ترتیب داد که توسط پلیس محاصره شد و یکی از شرکت کنندهها به دلیل خوردن هات داگ سمی مسموم شد
💡 هر سؤالی را که مشکل ماند از اسرار غیب منهی کلکت کند روشن ز بهر آن جواب
💡 آنت باد از راه دنیا کت کند عقل آرزو و آنت باد از روی حکمت کت کند دین اقتضا