ورشان. [ وَ رَ ] ( ع اِ ) پرنده ای است که آن را به فارسی مرغ الهی گویند و آن کبوتر صحرایی است. ( برهان ) ( آنندراج ). قمری. ( منتهی الارب ). ساق حرّ. ( قاموس ). کبوتر دشتی. ( زمخشری ) ( اقرب الموارد ). گوشت آن خفیف تر از گوشت کبوتر است. ( منتهی الارب ). کبوتر کوهی. ج، وراشین. ( مهذب الاسماء ). مؤنث آن ورشانة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ):
هر روز کلنگ را نفیر دگر است
مسکین ورشان با بم و زیر دگر است.منوچهری.|| حملاق العین الاعلی. || ( ص ) کبیر و بزرگ. ( اقرب الموارد ).
ورشان. [ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ وَرَشان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ورشان شود.
(وَ رَ ) [ ع. ] (اِ. ) نوعی کبوتر صحرایی تیره رنگ که بالای دمش سفید است. ج. وراشین.
نوعی کبوتر صحرایی تیره رنگ با دُمی سفید، قمری.
( اسم ) قمری بر سر سرو زند پرد. عشاق تذرو ورشان نای زند بر سر هر مغروسی. ( منوچهری ) توضیح این کلمه در قاموسهای عربی لغت تازی محسوب شده. در اوستا بمعنی بیشه و درخت آمده. بار تولمه این لغت را درکلم. فارسی ورشان بمعنی کبوتر جنگلی ضبط کرده است.
اسم: ورشان (دختر) (عربی) (پرنده) (تلفظ: varashan) (فارسی: وَرَشان) (انگلیسی: varashan)
معنی: نام نوعی پرنده، قمری، پرنده ای که به فارسی آن را مرغ الاهی می گویند، کبوتر صحرایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا بر بم و بر زیر نوای گل نوش است تا بر گل بربار خروش ورشانست
💡 به زندگانی عشاق، دل مرا سوزد که هست یاورشان درد و غم معین و ظهیر
💡 این افراد نیز اگر باورشان را آشکار کنند، با کیفر مرگ (اعدام) روبهرو میشوند.
💡 نگاهدار زاندیشه های باطل، دل حضورشان که ز راز درون خبر دارند
💡 به لطف پرورشان، با روان صدر سعید همیشه گوید اقبال لب غازی باد