نایافتنی
مترادفها
دستنیافتنی، غیرقابل دسترس
متضادها
یافتنی، دستیافتنی
لغت نامه دهخدا
نایافتنی. [ ت َ ] ( ص لیاقت ) که یافتنی نیست. غیرقابل حصول. محال. ممتنعالحصول: اگر خواهی ترا دیوانه سار نشمرند آنچه نایافتنی است مجوی. ( قابوسنامه ).
فرهنگ فارسی
که یافتنی نیست محال.
جمله سازی با نایافتنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آخر گفت: اگر خواهی که ترا دیوانهوار نشمرند آنچ نایافتنی بود مجوی.