نایافتنی
مترادفها
دستنیافتنی، غیرقابل دسترس
متضادها
یافتنی، دستیافتنی
لغت نامه دهخدا
نایافتنی. [ ت َ ] ( ص لیاقت ) که یافتنی نیست. غیرقابل حصول. محال. ممتنعالحصول: اگر خواهی ترا دیوانه سار نشمرند آنچه نایافتنی است مجوی. ( قابوسنامه ).
فرهنگ فارسی
که یافتنی نیست محال.
جمله سازی با نایافتنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آخر گفت: اگر خواهی که ترا دیوانهوار نشمرند آنچ نایافتنی بود مجوی.
💡 رسیدن به آرامش واقعی در دنیای پر از هیاهو و استرس امروز، برای بسیاری از مردم، هدفی بسیار دشوار و حتی نایافتنی به نظر میرسد.
💡 او تمام تلاش خود را به کار گرفت تا به آن هدف بزرگ برسد، اما در نهایت متوجه شد که برخی از رویاها در این شرایط نایافتنی هستند.
💡 کشف یک داروی قطعی برای تمام بیماریهای صعبالعلاج، همچنان برای دانشمندان و پزشکان در سراسر جهان، امری بسیار پیچیده و در حال حاضر نایافتنی است.