فرهنگ عمید
۱. کوتاهی.
۲. [قدیمی] ناشایستگی.
۱. کوتاهی.
۲. [قدیمی] ناشایستگی.
۱ - عدم بلوغ. ۲ - کوتاهی قیصری ۳- ناقصی نقصان ۴ - عدم تناسب نالایقی ۵ - بی ادبی گستاخی. ۶ - بی عقلی کم عقلی.۷- بی لیاقتی.
{failure} [پزشکی] ناتوانی در کارکرد درست و مناسب و رضایت بخش
ناتوانی در کارکرد درست و مناسب و رضایتبخش.
💡 ای شمع سعی عجز همین خاک گشتن است من هم به نارسایی طاقت گریستم
💡 نارسایی در کمند جذبه معشوق نیست گردن ما را سلاسل گر نباشد گو مباش
💡 آهمز نارسایی شد اشک و با عرق ساخت پستیستگر خجالت شبنمکند هوا را
💡 از نارسایی جودسایل برآورد دست چاهی که می رسد دست دلو ورسن ندارد
💡 فرصت عرض زبانی تا به امروز نداد نارساییهای طالع از گرانیهای خواب
💡 به نارسایی پرواز رفتهام از خویش پر شکسته به رنگ پریده میماند