متاهل

متأهل بودن به معنای داشتن خانواده و مسئولیت‌های مربوط به آن، یکی از مراحل مهم زندگی انسان‌ها به شمار می‌آید. هر فردی که به مرحله متأهلی وارد می‌شود، به نوعی به تأسیس یک زندگی مشترک و تشکیل خانواده می‌پردازد. این مسئولیت‌ها شامل همسر، فرزندان و تأمین نیازهای روحی و مادی آن‌ها می‌شود. در این راستا، متأهل بودن به فرد این امکان را می‌دهد که تجربه‌های جدیدی را در زندگی خود به دست آورد و از نعمت‌های زندگی خانوادگی بهره‌مند شود. همچنین، یک متأهل باید با احترام و محبت به همسر و فرزندان خود نگاه کند و همواره در تلاش باشد تا محیطی سرشار از عشق و آرامش را برای آن‌ها ایجاد کند. در واقع، داشتن همسر و فرزند، نه تنها به فرد احساس تعلق و امنیت می‌دهد، بلکه موجب می‌شود تا او در مسیر رشد و تعالی شخصی خود نیز پیشرفت کند. در نهایت، می‌توان گفت که متأهل بودن نه تنها یک وضعیت اجتماعی است، بلکه یک فرآیند معنوی و عاطفی است که می‌تواند زندگی فرد را به سمت خوشبختی سوق دهد. بنابراین، هر متأهلی باید این مسئولیت بزرگ را با تمام وجود درک کرده و به آن عمل کند.

لغت نامه دهخدا

متأهل. [ م ُ ت َ ءَهَْ هَِ ] ( ع ص ) صاحب اهل بیت و خداوند خانه و صاحب زن و فرزند. ( آنندراج ) ( غیاث ). صاحب اهل و عیال و خداوند خانه و زن و فرزند. ( ناظم الاطباء ). اهل دار. زن گرفته. زن دار. زن کرده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کسی که دارای اهل بیت و عیال است. آن که زن و فرزند دارد:
متأهل دو پای خود دربست
سر خود را بدست خود بشکست.( حدیقه، از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

( متأهل ) (مُ تَ ءَ هِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) دارای اهل و عیال، دارای همسر.

فرهنگ عمید

ویژگی کسی که ازدواج کرده است، دارای همسر.

فرهنگ فارسی

کسی که اهل وعیال دارد
( اسم ) کسی که دارای اهل بیت و عیال است آنکه زن و فرزند دارد: متاهل دو پای خود در بست سر خود را بدست خود بشکست. ( حدیقه ) جمع: متاهلین.

جملاتی از کلمه متاهل

بلفر-کوهن متاهل و دارای دو فرزند و چهار نوه است و در حال حاضر در اورشلیم اقامت دارد.
بیرون فکنده سوسن، از تشنگی زبانرا کرم از عدم درآمد، تا زان سوی متاهل