( سابقاً ) سابقاً. [ ب ِ قَن ْ ] ( ع ق ) از پیش. از این پیش. پیش از این. در ایام پیش. در زمان پیش. پیش از آن. پیش از وقت. در پیش. پیشتر. در سابق. در زمان سابق. سابق بر این. سابق بر آن. قبلاً. قبل از این. قبل از آن.قدیماً. در قدیم. فی ماتقدم. در گذشته. در زمان گذشته. سالفاً فی مامضی. فی ماسبق. رجوع به سابق شود.
( سابقاً ) (بِ قَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) قبلاً، پیش از این.
در سابق، پیش از این، در زمان پیش، پیشتر.
مونث سابق ۱ - پیشین پیشی گیرنده سبقت گیرنده. ۲ - سیرت سنت. ۳ - ( اسم ) مجموعه اعمال گذشته شخص پیشینه. ۴ - پیشدستی پیشی سبقت. ۵ - تقدیر ازلی. ۶ - عنایت ازلی جمع سابقات سوابق. یا اسباب سابقه علل و عوامل و موجبات قبلی و مقدماتی مرض مقابل اسباب واصله.
از پیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گفت: جهد کنید که چون از سابقان نتوانید بودن، باری از دوستان ایشان باشید، المرء مع من أحب. و گفت: جهد کن در دنیا تا از غفلت بیدار شوی که در آخرت پشیمانی سود ندارد.
💡 وی در مسابقات کشوری و بینالمللی در مجموع برندهٔ ۲ مدال طلا، ۳ مدال نقره، ۳ مدال برنز شدهاست.
💡 وی در مسابقات کشوری و بینالمللی در مجموع برندهٔ ۲۲ مدال طلا، ۲ مدال نقره شدهاست.
💡 وی در مسابقات کشوری و بینالمللی در مجموع برندهٔ ۳ مدال نقره، ۳ مدال برنز شدهاست.
💡 ای مسکین! همراهی سابقان جویی، و صحبت مردان خواهی، و چشمت بر نام و ننگ و راهت پر از فخر و عار.