لغت نامه دهخدا
یک نواختی. [ ی َ / ی ِ ن َ ] ( حامص مرکب ) یک دستی. همواری. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به همواری و یک دستی شود.
یک نواختی. [ ی َ / ی ِ ن َ ] ( حامص مرکب ) یک دستی. همواری. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به همواری و یک دستی شود.
۱- یک سان بودن. ۲- یک آوابودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیروهای مذهبی طرد شده از اصلاحات، در نهایت یکنواختی مذهبی را از بین بردند. مخالفان پروتستان با قانون مدارای ۱۶۸۸ از آزادی عبادت برخوردار شدند. کاتولیکها بیشتر طول کشید تا شامل حال قانون مدارا شوند. قوانین جزایی که کاتولیکها را از داشتن زندگی عادی منع میکرد در دهه ۱۷۷۰ لغو شدند. کاتولیکها در سال ۱۸۲۹ مجاز به رأی دادن و حضور در پارلمان بودند (به رهایی کاتولیک مراجعه کنید).