لفاف
مترادفها
پوشش، غلاف، کاور
لغت نامه دهخدا
لفاف. [ ل ِ ] ( ع اِ ) جامه برونی که بر مرده پیچند. ( آنندراج ) ( منتخب اللغات ). لفافه. ساروق. || پارچه که گرد چیزی پیچند، چنانکه بسته پستی را.
- لفاف کردن؛ پیچیدن.
فرهنگ معین
(لِ یا لَ فّ ) [ ع. ] (اِ. ) پارچه و کاغذی که بر چیزی پیچند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- پارچ. بیرونی که بر مرده پیچند. ۲ - پارچه و کاغذی که بر چیزی پیچند.
فرهنگستان زبان و ادب
{cover , packing , wrapping , emballage (fr. )} [مهندسی مخابرات - پست] ظرف یا پارچه یا کاغذ مقاومی برای بسته بندی مرسوله ها و حفاظت از آنها در هنگام جابه جایی
ویکی واژه
پارچه و کاغذی که بر چیزی پیچند.
جمله سازی با لفاف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تغییر شکل پوست را با استفاده از وزنه راس مستقیم، حجم رئوس تعریف شده توسط لفاف یا هر دو میتوان کنترل کرد.
💡 نمونه بهر مشمع نمود قوس قزح پی لفافه خرگاه آسمان ز سحاب
💡 اگر نه ابر لفافست بهر خرگه چرخ ز تار قطره چرا هر طرف کشید طناب
💡 ز خانه جانب گور و ز گور جانب دوست لفافه را طربی و جنازه را جانی
💡 نقل است که حاتم روزی حامد لفاف را گفت چگونه ای؟گفت: به سلامت و عافیت.
💡 آلفافیتوپروتئین بهطور معمول در خون مردان سالم و زنان غیر باردار یافت نمیشود یا میزان آن بسیار اندک است مگر در برخی بیماریها مانند سرطان کبد و تومورهای ژرم سل.
💡 او برای محافظت از کتاب قدیمی خود، آن را درون یک لفاف ابریشمی قرار داد تا از آسیب دیدن صفحاتش جلوگیری شود.
💡 مهندس تصمیم گرفت برای جلوگیری از آسیب دیدن قطعات حساس، آنها را در یک لفاف محافظ و عایق قرار دهد.
💡 پوشیدن یک لفاف گرم و ضخیم روی لباسها میتواند به حفظ دمای بدن در محیطهای بسیار سرد کمک زیادی کند.