لغت نامه دهخدا
لغت شناس. [ ل ُ غ َ ش ِ ] ( نف مرکب ) لغت دان. زبان دان: این مرد را طوطیی بود سخنسرای و صادق و لغت شناس و ناطق. ( سندبادنامه ص 86 ).
لغت شناس. [ ل ُ غ َ ش ِ ] ( نف مرکب ) لغت دان. زبان دان: این مرد را طوطیی بود سخنسرای و صادق و لغت شناس و ناطق. ( سندبادنامه ص 86 ).
آن که لغت بشناسد، آن که لغات یک زبان و معانی آن ها را بداند.
( صفت ) ۱- آنکه از هویت و معانی لغات آگاه است عالم لغت شناسی. ۲- زبان دان: این مرد را طوطیی بود سخن سرا ی و صادق و لغت شناس و ناطق
{philologist} [باستان شناسی، زبان شناسی] فرد متخصص در فقه اللغه
فرد متخصص در فقهاللغه.
💡 وی در شهر قاهره به دنیا آمد. والدین وی از اهالی ماراش در امپراتوری عثمانی بود که در هنگام نسلکشی ارمنیها در سال ۱۹۱۵ توسط حکومت ترکان جوان به مصر گریخته بودند. در اواخر دهه ۱۹۴۰ به جمهوری سوسیالیستی ارمنستان شوروی نقل مکان نمود و در دانشگاه دولتی ایروان پذیرفته شد؛ و در سال ۱۹۵۴ لغتشناسی زبانهای خاوری فارغالتحصیل شد
💡 آلبرت وارازداتی موشغیان (ارمنی: Ալբերտ Վարազդատի Մուշեղյան؛ زادهٔ ۲۷ سپتامبر ۱۹۳۱) تاریخنگار ادبی، مترجم و لغتشناس اهل ارمنستان است.
💡 سید ابوالقاسم ذرّه (سجادی) (۱۲۷۸ – ۷ اردیبهشت ۱۳۱۷) شاعر، روزنامهنگار، مترجم، آموزگار زبان فارسی، لغتشناس، ایرانشناس و کمونیست اهل ایران بود.
💡 آرتاشس گابریلی آبقیان (ارمنی: Արտաշես Գաբրիելի Աբեղյան زاده ۱۸۷۷ – درگذشته ۱۹۵۵) یک لغتشناس، تاریخنگار، آموزگار، کنشگر و سیاستمدار اهل ارمنستان بود. وی فارغالتحصیل مدرسه نرسیسیان بود و در دانشگاه برلین تدریس مینمود.
💡 استفان پانوسی (متولد ۱۱ سپتامبر ۱۹۳۵ در سنندج، ایران) لغتشناس، فیلسوف، زبانشناس و شرقشناس آشوریتبار (آرامی) اهل ایران است. وی استاد بازنشسته دانشگاه یوتبری سوئد و از گویشوران بومی سنایا، یک زبان نئوآرامیایی شمال شرقی است.
💡 استپان مالخاسیانتس (به ارمنی: Ստեփան Սարգսի Մալխասյանց؛ ۷ نوامبر ۱۸۵۷ – ۲۱ ژوئیهٔ ۱۹۴۷) یک دانشمند در زمینه لغتشناسی اهل ارمنستان بود.