لذت مجموعهای از حالات ذهنی است که انسانها و دیگر موجودات زنده آن را به عنوان تجربهای مثبت، خوشایند یا ارزشمند درک میکنند. این احساس شامل حالتهای مشخصتری مانند شادی، تفریح، خوشحالی، خلسه و رضایت میشود. در روانشناسی، اصل این مفهوم به عنوان یک مکانیسم بازخورد مثبت توصیف میشود که موجودات زنده را به تکرار شرایطی که لذتبخش یافتهاند، ترغیب میکند. بر اساس این نظریه، موجودات زنده همچنین برای دوری از شرایطی که در گذشته موجب رنج آنها شده، انگیزه پیدا میکنند. تجربه آن یک تجربه ذهنی است و افراد مختلف ممکن است در شرایط مشابه، انواع و مقادیر متفاوتی از آن را احساس کنند. بسیاری از تجربیات لذتبخش به ارضای نیازهای زیستی اساسی مانند خوردن، ورزش یا رابطه جنسی مرتبط هستند. همچنین، برخی از این تجربیات به تجارب اجتماعی و نیازهای اجتماعی مانند احساس افتخار، شهرت و خدمت به دیگران مربوط میشوند. قدردانی از آثار و فعالیتهای فرهنگی مانند هنر، موسیقی و ادبیات نیز معمولاً لذتبخش است.
لذت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- خوشی مقابل الم: ای روح بخش بی بدل وی لذت علم و عمل باقی بهانه است و دغل کاین علت آمد و ان دوا. ( دیوان کبیر ۴: ۱ ) توضیح.۱ در تداول آنرا بکسر اول تلفظ کنند. توضیح.۲ لذت و الم از بسیط ترین و مجردترین کیفیات نفسانی هستند و ازین رو تعریف آنها غیر ممکن است بعلاوه بتعریف نیازمندی ندارند زیرا همه کس آنها را می شناسد و هر لحظه ادراک کرده یا میتواند ادراک نماید. توضیح.۳ لذت عبارت از ادراک ملایم باطبع است در مقابل الم که ادراک منافر باطبع است. در اینکه لذت و الم از امور حقیقی ثابت و متقرر هستند یا از امور نسبی و اعتباری اختلاف است.زکریای رازی گوید: لذت والم خروج از حال طبیعی هستند. قطب الدین گوید: لذت ادراک و نیل باشد وصول چیزی را که نزد مدرک کمال چیز باشد. هر یک از لذت و الم بر چهار قسم است. بعبارت دیگر لذت و الم برحسب قو. مدرکه منقسم شوند به عقلی وهمی حسی خیالی. اخوان الصفائ گویند: لذت و الم دو نوعند: جسمانی و روحانی. خواج. طوسی گوید: لذت بر دو قسم است: لذت فعلی و لذت انفعالی. یا لذت انفعالی. لذتی است که در آن انفعال باشد مانند لذت زنان از معاشرت مردان و آن سریع الزوال است. یا لذت حسی. لذتی است مانند تکیف عضو لمس کننده بکیفیت ملموس و شامه بکیفیت مشموم و ذایقه بشیرینی و غیره. یا لذت خیالی. لذتی است مانند تخیل لذات حاصل یا آنچه که امیدوار بحصول آنند بر اثر پیروزی در انتقام و غیره. یا لذت شهوانی ( شهوی ). لذتی که از مباشرت و آرمش حاصل شود. یا لذت عقلی. عبارت از مدرکات و اموری است که برای جوهر عقلی لذت آور است که کمال او باشد و رسیدن بکمال عقلی خود. یا لذت فعلی. لذتی است که در آن فعل باشد مانند لذت مردان از مباشرت زنان. یا لذت وهمی. توهمات نافع و آرزوهای شیرین راگویند توضیح.۴ لذت خوشیی است که پس از شناسایی و معرفت عارف را دست میدهد و ابن سینادر اشارات ذیل النمط التاسع فی مقامات العارفین بان اشاره کرده است: و چون ریاضت از این بگذرد و به نیل رسد سر باطن او آینه ای زدوده شود که در برابر حق داشته وواو در آن آثار حق مشاهدت میکند و گویی آن لذات بزرگ بروی میریزند و بخود خرم میباشد. ۲- مز. خوش.
جملاتی از کلمه لذت
نی مپندار که از دوری روی تو مرا راحت زندگی و لذت برنایی هست
تا برد لذتی از منظر چشم بههوا رفت در آن آتش خشم
و از آنان باش که زندگی را در لذتها و خطرات میگذرانند.