لاون. ( اِخ ) الطرسوسی نام حکیمی از حکمای عهدفترت بین بقراط و جالینوس. ( عیون الانباء ج 1 ص 36 ).
لاون. [ وَ] ( اِ ) نام محلی و معرکه ای در شاهنامه:
به لاون به جنگ آزمودی مرا
به آوردگه در ستودی مرا.فردوسی.در فرهنگها این کلمه را لادن به دال مهمله ضبط کرده اند و ظاهراً لاون تصحیف آن است.
نام محلی و معرکه در شاهنامه
اسم: لاون (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: lāvan) (فارسی: لاون) (انگلیسی: lavan)
معنی: نام محلی و معرکه ای در شاهنامه، ( = لادن، یلان، بلاون ) ( در شاهنامه ) نام جایگاهی است که از آن در جنگ دوازده رخ چند بار یاد شده است، در این جایگاه بسیاری از ایرانیان که چند تن از فرزندان گودرز نیز در میان آنها بودند به دست تورانیان کشته شدند، این جایگاه بر پایه ی آنچه که در شاهنامه آمده است باید جایی در نزدیکی «کاسه رود» واقع در خراسان بوده باشد ( ؟ )، نام جایی در شاهنامه
~ در شاهنامه محلی بود که جنگ سختی میان جنگجویان ایران و توران رخ داده بود. بدان ای پدر کاین سخن داد نیست..... مگر جنگ لاون تو را یاد نیست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۰ اسفند ۱۳۹۳ نیز مراسمی در کلیسای فارست لاون لس آنجلس، کالیفرنیا به همین مناسبت برگزار گردید.
💡 ز تیغش پیکر قارن قرین خاک ظلمانی ز تیرش سینهٔ بهمن مشبک همچو پالاون
💡 پالاونی است گویی این ابر نیمشب کز وی همی بپالایند اخگر مذاب
💡 شهرهای کامبیانو و لاونا پونت ترسا خواهرخواندههای آکویلونیا، ایتالیا هستند.
💡 از رزمها بلاون وز کینها سیاوش از شورها قیامت وز شعلهاست نیران
💡 ابولآباد گیلاوند، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خرمآباد در استان لرستان ایران است.