لابیگر
مترادفها
لابیگر، میانجیگر، واسطه
فرهنگستان زبان و ادب
{lobbyist} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] فردی که با لابی کردن در پی نیل به اهداف سیاسی است
ویکی واژه
فردی که با لابی کردن در پی نیل به اهداف سیاسی است.
جمله سازی با لابیگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 الهام علیاف دومین فرزند حیدر علیاف، رهبر سابق آذربایجان است. او از سال ۲۰۰۳ در پی درگذشت پدرش رئیسجمهور آذربایجان در انتخاباتی که شاهد تقلب انتخاباتی بود، به ریاست جمهوری رسید. ثروت ناشی از نفت جمهوری آذربایجان، این کشور را قادر ساخته رویدادهای پر خرج بینالمللی را میزبانی کند و همچنین دست به تلاشهای گستردهای در امر لابیگری بزند.
💡 پس از مرگ یاکوب اشمیت در سال ۱۹۱۱، آدولف، برادر برمر و داماد اشمیت، آبجوسازی اشمیت را اداره کرد. برادران برمر در سیاست نیز دستی بالا داشتند و در دههٔ ۱۸۹۰ علیه قانون انتخاب بخش مینهسوتا لابیگری کردند. این قانون در صورت تصویب، به بخشها اجازه میداد قوانین ضد مصرف الکل وضع کنند. پس از درگذشت آدولف در سال ۱۹۳۹، اتو به ریاست آبجوسازی اشمیت رسید.
💡 باطبی از جمله ایرانیانی است که در ایالات متحده در خصوص مقولهٔ حقوق بشر در ایران به لابیگری با دولت آمریکا پرداخت. او یکی از سخنرانان ویژهٔ فراخوان وزارت خارجهٔ آمریکا برای حمایت از حقوق بشر در ایران بود.
💡 لابیگری دائمی او برای برقراری حق تکثیر و مبارزه با نقض حق تکثیر نقش مهمی در استقرار قانون حق تکثیر در سال ۱۸۳۰ در پروس داشت.
💡 در نظامهای سیاسی پیشرفته، یک لابیگر حرفهای میتواند با برقراری ارتباطات مؤثر، بر تصمیمات نهایی دولت در مورد قوانین جدید تاثیر بگذارد.
💡 بسیاری از شرکتهای بزرگ بینالمللی برای حفظ منافع اقتصادی خود، از یک لابیگر متخصص در پارلمان برای تاثیرگذاری بر سیاستها استفاده میکنند.
💡 نقش یک لابیگر در فرآیند قانونگذاری گاهی بحثبرانگیز است زیرا میتواند باعث برتری منافع گروههای خاص بر منافع کل جامعه شود.