قناد. [ ق َن ْ نا ] ( از ع، ص،اِ ) قندساز و حلوایی. ( آنندراج ). قندریز. شیرینی ساز. ( یادداشت مؤلف ). شیرینی فروش. شیرینی پز. شکرریز.
- قنادخانه؛ جائی که قندسازان در آنجا قند سازند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
قناد. [ ق َ ] ( اِخ ) موضعی است در مشرق واسط. ( منتهی الارب ). و نصر گوید: آن نزدیک حوز است. ( معجم البلدان ).
قناد. [ ق َن ْ نا ] ( اِخ ) ابواسامة جد عمروبن حمادبن طلحة از راویان است. ( از لباب الانساب ).
(قَ نّ ) [ ع. ] (ص. اِ. ) ۱ - قندساز، حلواساز. ۲ - شیرینی پز.
شیرینی فروش، شیرینی پز.
قندساز، شکرری، شیرینی فروش
ابو اسامه جد عمرو بن حماد بن طلحه از راویان است.
قناد، روستایی در دهستان روداب شرقی بخش روداب شهرستان نرماشیر در استان کرمان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۷۰۹ نفر ( ۱۹۵ خانوار ) بوده است.
قندساز، حلواساز.
شیرینی پز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قنادی ادوارد دومین مجموعه داستان او در سال ۱۳۹۷ توسط نشر مرکز منتشر شد.و پادکست ماجراهای من و خیخول در سال ۱۳۹۹ در سایت آی قصه بارگذاری شد.
💡 ملک از آه من افروخت چراغ ار نه زچیست این قنادیل که بر کنگر افلاک آویخت
💡 بالا رفتن قیمت مواد اولیه در اواخر دههٔ ۱۳۹۰ و شیوع کروناویروس از مهمترین چالشهای صنف قنادان تهران بودهاست.
💡 شیخ الاسلام گفت: که ابن باکوی گفت، که علی بن محمد بن قزوینی گفت: که قناد گفت: کی از رویم٭ پرسیدند: که تصوف چیست؟ گفت: