فرهنگ معین
(قَ یِ یا یَ ) [ ع. قضائیه ] (ص نسب. ) مؤنث قضایی، قوة ~یکی از سه قوة اداره کننده کشور است و آن شامل کلیه دستگاه های دادگستری است.
(قَ یِ یا یَ ) [ ع. قضائیه ] (ص نسب. ) مؤنث قضایی، قوة ~یکی از سه قوة اداره کننده کشور است و آن شامل کلیه دستگاه های دادگستری است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دنبال این موضوع و سرعتگرفتن اعدامها، و با توجه به عدم اطلاعرسانی دستگاه قضایی در خصوص علل اعدامها موجی از التهاب و نگرانی در بین خانوادههای زندانیان آنان ایجاد شده و متعاقبا خانوادههای زندانیان در برابر ساختمان قوه قضاییه در تهران با برگزاری تجمعهای اعتراضی نسبت به سرعتبخشیدن به اجرای حکم اعدام نزدیکان خود ابراز نگرانی کردند.
💡 باطبی در گفتگو با رادیو زمانه گفت که در زندان به دلیل تحمل شکنجه و حبس طولانی سکتهٔ ناقص مغزی کرده و به کما رفتهاست و همچنین در نامه به رئیس قوهٔ قضاییه ایران نوشت به بیماریهای مختلف مبتلا گردیدهاست.
💡 افشای اسناد قوه قضاییه اشاره به درز اطلاعات بهدست آمده از هک سرورهای این نهاد حکومتی توسط گروه هکری عدالت علی در ۱ اسفندماه ۱۴۰۲ دارد.