قبوض

فرهنگ معین

(قُ ) [ ازع. ] (اِ. ) جِ قبض، رسیدها.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع قبض رسیده ها جمع:{[W]پرداخت[/W][M]آراستگی، آرایش وجلادادن پول، کارسازی
(مصدراسم ) ۱- پرداختن ۲- جلا صیقل. ۳- پرداز نقشها. ۴- توجه.

ویکی واژه

جِ قبض؛ رسیدها.

جمله سازی با قبوض

💡 بحر: هزج اخرب مقبوض مکفوف مجبوب- مستزاد: اخرب اهتم

💡 بحر: هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف

💡 بحر: قریب اخرب، دومی هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف

💡 شده مقبوض چون فرهاد مسکین غبار آلود و زرد و سست و شیرین

💡 تو بر سیر ملکی و بدخواه ملک تو در قبضهٔ شداید قبوض ایار خوار ماند

💡 مبسوطه به یک چراغ زنده مقبوضه دو چشم زاغ کنده

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز