واژه «فشردن» در فارسی به معنای اعمال فشار بر چیزی بهمنظور کم کردن حجم، تغییر شکل یا بیرون آوردن محتوا است. این فعل یکی از واژههای پرکاربرد در زندگی روزمره و متون ادبی و علمی است و کاربردهای متنوعی دارد. در کاربرد جسمی، این واژه میتواند به فشردن اجسام نرم یا قابل انعطاف مانند کاغذ، اسفنج، پارچه یا میوه اشاره داشته باشد. مثلاً وقتی گفته میشود «آب لیمو را فشرد»، منظور اعمال فشار برای بیرون آوردن آب است. در کاربرد ادبی و استعاری، این اصطلاح ممکن است به احساسات و عواطف نیز اطلاق شود؛ مثلاً دل را فشردن به معنای آزرده شدن، غمگین شدن یا تحمل فشار روحی است. در مکالمات روزمره، این واژه برای اعمال فشار جسمی، فشردهسازی وسایل، جمع کردن یا محدود کردن چیزی نیز به کار میرود. از نظر فنی و صنعتی، میتواند شامل فشردهسازی مواد، تراکم فلزات یا پلاستیک و تولید شکلهای خاص نیز باشد. در نتیجه، «فشردن» هم معنای اعمال فشار جسمی بر یک جسم را دارد و هم به کار بردن فشار ذهنی، عاطفی یا استعاری برای بیان حالات روحی و احساسات.
فشردن
لغت نامه دهخدا
فشردن. [ ف َ / ف ِ ش ُ دَ ] ( مص ) فشار دادن. فشاردن. افشردن. به زور در چیزی جای دادن. چپاندن:
ز آتش بپردخت و خوردن گرفت
به چنگ استخوانش فشردن گرفت.فردوسی.وآنگه به تبنگویکش اندر سپردْشان
ور زآنکه نگنجند بدو در فشردْشان.منوچهری.بونعیم انگشت را بر دست نوشتگین فشرد. ( تاریخ بیهقی ).
- ران فشردن؛ برانگیختن اسب و بر شتاب وی افزودن:
یکی رخش را تیز بفشرد ران
مگر گور شد با تک او گران.فردوسی. || فشاندن. فروباریدن:
صبح نشینان چو شمع ریخته اشک طرب
اشک فشرده قدح شمع گشاده زبان.خاقانی. || گرفتن عصاره و مایع چیزی چون میوه های آبدار با فشار دادن آنها: بخواب دیدم که خوشه می فشردم و بپیمانه میکردم و بعزیز میدادم. ( قصص الانبیاء ).
ها ثریا، نه خوشه عنب است
دست برکن ز خوشه می بفشار.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 196 ).ز اولین گل که آدمش بفشرد
صافی او بود و دیگران همه درد.نظامی. || امساک. خودداری از خرج کردن. ضد اسراف:
هزینه چنان کن که بایدْت ْ کرد
نباید فشاند و نباید فشرد.فردوسی. || مقاومت کردن. مبارزه. پایداری در نبرد:
نکرد ایچ پشت از فشردن تهی
تو گفتی ندارد همی آگهی.فردوسی.- پای فشردن؛ مقاومت کردن. پافشاری کردن:
چو رومی به نیزه درآمد ز جای
جهانجوی برجای بفشرد پای.نظامی.
فرهنگ عمید
= افشردن
ویکی واژه
spremere
stringere
جمله سازی با فشردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ندارد بخیه ای غیر از فشردن بر جگر دندان اگر بر دل رسد زخمی ز دوران اهل غیرت را
💡 دل بی تاب از دست نوازش کی به حال آید؟ نسازد پا فشردن بر زمین، ساکن تزلزل را
💡 آبخیار، آبی است که از فشردن خیار تولید شده است. ۹۸٪ خیار آب است.