فره مند به معنای برخوردار از فره و شکوه است، این واژه در زبان فارسی به افرادی اطلاق میشود که دارای ویژگیهای برجسته و خاصی هستند و به نوعی در جامعه یا در زمینههای مختلف مورد احترام و توجه قرار میگیرند. افراد فره مند به دلیل تواناییها، دانش، یا شخصیت برجستهشان شناخته میشوند و به عنوان الگوهایی برای دیگران عمل میکنند.
این واژه در ادبیات فارسی نیز به کار رفته و به شخصیتهای بزرگ و تاثیرگذار اشاره دارد که در تاریخ و فرهنگ ایران نقش مهمی ایفا کردهاند. فره مند بودن به معنای داشتن ویژگیهای مثبت و اخلاقی است که فرد را در نظر دیگران متمایز میکند.
این افراد به دلیل رفتارهای نیکو، صداقت و تواناییهایشان در حل مسائل و چالشها مورد تحسین قرار میگیرند. به طور کلی، فره مند به معنای داشتن شکوه و عظمت در شخصیت و رفتار است که باعث میشود فرد در جامعه جایگاه ویژهای پیدا کند و به عنوان یک منبع الهام برای دیگران شناخته شود.
فرهمند. [ ف َ رَ م َ / ف َ هََ م َ ] ( ص مرکب ) خردمند. ( برهان ) ( صحاح الفرس ):
نگه کرد بابک پسند آمدش
شهنشاه را فرهمند آمدش.فردوسی.سکندر شنید آن پسند آمدش
سخنگوی را فرهمند آمدش.فردوسی.بخواب دیدم پیرمردی را سخت فرهمند که نزدیک من آمد. ( تاریخ بیهقی ). || قریب و نزدیک باشد. ( برهان ). || نورانی و باشکوه. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
(فَ هَ مَ ) (حراض. ) نزدیک، قریب.، (فَ رَّ. مَ ) (ص مر. ) دارای فر، شکوهمند.
۱. باشکوه، با شٲن وشوکت.
۲. [مجاز] دانا، هوشمند: فرهمندی را به دل در جای ده / سود کی داردت شخصی فرهمند (ناصرخسرو: مجمع الفرس: فرهمند ).
فرهومند:باشکوه، باشان وشوکت، داناوهوشمند، فره مندنیزگفته اند
نزدیک قریب: فرهمند بدکنش هرگز مرو تا نگردی دردمند و آهمند.
( صفت ) دارای فر خداوند فره شکوهمند: بسی خواندند آن زمان آفرین بدان فرهمند آفتاب زمین ( گشتاسب ).
اسم: فرهمند (پسر) (فارسی) (تلفظ: farremand) (فارسی: فَرهمند) (انگلیسی: farremand)
معنی: دارای شکوه و وقار، ( به مجاز ) خردمند و دانا، نورانی و با شکوه، دارای فر، دارای شکوه و نور خیره کننده، باشکوه و موقر، مجازا به معنای باهوش، خردمند، دانا
دارای فر، شکوهمند.