غزات

واژه «غزات» در متون لغوی و ادبی فارسی و عربی به معنای جنگ و پیکار با دشمنان، به‌ویژه در زمینه دینی، به کار رفته است. این واژه از ریشه عربی «غزو» گرفته شده و در اصل به معنای حرکت و قصد برای جنگیدن با دشمنان است. در کاربرد تاریخی، غزات به معنای عزیمت و اقدام به نبرد علیه دشمنان دین و گاه همراه با هدف غارت سرزمین آنان نیز آمده است. این مفهوم در متون کهن به صورت اسم مصدر نیز استفاده شده و به خود عمل جنگ و پیکار اشاره دارد. در معنای جمعی، «غزات» به جنگجویان و کسانی گفته می‌شود که در این نوع نبردها شرکت می‌کنند و آنان را غازیان نیز می‌نامند. در متون ادبی فارسی، این واژه بارها در توصیف جنگ‌ها، فتوحات و دلاوری‌های نظامی به کار رفته است. گاهی نیز «غزات» به عنوان جمع غزوة یا غزوه به معنای نبردهای سازمان‌یافته شناخته شده است. در کاربرد دینی و تاریخی، این واژه بیشتر به جنگ‌هایی اطلاق می‌شود که با هدف دفاع یا گسترش دین انجام می‌گرفته است. همچنین در برخی منابع، بر جنبه حرکتی و قصدی این واژه تأکید شده که نشان‌دهنده حرکت نظامی به سوی دشمن است. بنابراین این واژه مفهومی چندبعدی شامل جنگ، پیکار، حرکت نظامی و نیز عنوانی برای جنگجویان در سنت تاریخی و ادبی فارسی و عربی به شمار می‌رود.

لغت نامه دهخدا

غزات. [ غ َ ] ( ع اِمص ) کشش و جنگ با دشمن دین. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). قصد که به سوی دشمن کنند حرب را. ( مهذب الاسماء ). قصد به جنگ با دشمنان و غارت کردن دیار آنان. ج، غَزَوات. ( المنجد ). رزم. پیکار. غَزاة. غزوة. غزو. غزا. رجوع به غَزاة شود:
به یک غزات قریب هزار پیل آورد
از آن گرفته به یک حمله سیصدوپنجاه.فرخی.جز اینکه گفتم چندان غزات دیگر کرد
به بازگشتن سوی مقام عز و مقر.فرخی.به یک غزات که کردی و هم کنی صد سال
گرفت بقعه کفر اعتبار از آتش و آب.مسعودسعد.در هر غزات نصرت و فتح و ظفر ترا
چون فتح و نصرت و ظفر شاه یاد باد.مسعودسعد.
غزات. [ غ َزْ زا ] ( اِخ ) شهر غزة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غزة و معجم البلدان ذیل غزة شود.
غزات. [ غ ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ غازی که قاتل کفار باشد و به تشدید زا غلط است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). غزوکنندگان. جنگندگان. غُزاة. رجوع به غزاة شود.
غزاة. [ غ ُ ] ( ع ص،اِ ) ج ِ غازی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). پیکار وکارزارکنندگان با دشمن دین. جنگجویان. رجوع به غازی شود: غزاة جنود و کماة اسود خویش را پیش خواند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1272 هَ. ق. ص 348 ).
غزاة.[ غ َ ] ( ع اِمص ) کشش و جنگ با دشمن دین. ( منتهی الارب ). اسم مصدر غَزْوْ. ج، غَزَوات. عزیمت به جنگ دشمنان و غارت کردن دیار آنان. ( از اقرب الموارد ). رجوع به غزو و غزا شود: با ایشان [ اعراب ] صلح کرد [ قباد ] و نان پاره ای داد ایشان را و عزم غزاة روم کرد. ( فارسنامه ابن البلخی ص 85 ). از ابتدای اسلام تا به اکنون یک دیه نستدند و یک غزاة نکردند. ( کتاب النقض ص 475 ). علی رضوان اﷲ علیه از حرب جمل و صفین ونهروان با هیچ غزاتی نپرداخت. ( کتاب النقض ص 475 ).

فرهنگ معین

(غَ ) [ ع. غزاة ] (مص ل. ) با دشمن دین جنگیدن.

فرهنگ عمید

= غزا: به یک غزات قریب هزار پیل آورد / وزآن گرفته به یک حمله سیصد و پنجاه (فرخی: ۳۴۳ ).
= غازی۱

فرهنگ فارسی

جنک وپیکاربادشمنان دیندرفارسی غزانیزگفته شدهغزاکردن:جنگ کردن بادشمنان دین، جمع غازی
( صفت اسم ) جمع: غازی غزو کنندگان
کشش و جنگ با دشمن دین قصد که بسوی دشمن کنند حرب را

ویکی واژه

غزاة
با دشمن دین جنگیدن.

جمله سازی با غزات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به یک غزات که کردی و هم کنی صد سال گرفت بقعه کفر اعتبار از آتش و آب

💡 تو چو پیل دمان میانه قلب پیش بر کن غزات و ره بردار

💡 تو آن شهی که ز بهر غزات رایت تو به سومنات رود گاه وگه به کالنجر

💡 جز اینکه گفتم، چندین غزات دیگر کرد بباز گشتن سوی مقام عز و مقر

💡 در هر غزات نصرت و فتح و ظفر تو را چون فتح و نصرت و ظفر شاه یار باد

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
دیشلمه یعنی چه؟
دیشلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز