لغت نامه دهخدا
( طبعاً ) طبعاً. [ طَ عَن ْ ] ( ع ق ) بالطبع. طبیعة. خواهی نخواهی.
( طبعاً ) طبعاً. [ طَ عَن ْ ] ( ع ق ) بالطبع. طبیعة. خواهی نخواهی.
( طبعاً ) (طَ عَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) طبیعتاً، به طبع، بالطبع.
بالطبع، طبیعتاً.
طبیعه بالطبع بطبع.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اپی نفرین یک محرک قوی قلبی است. گیرندههای بتا-۱، بتا-۲، بتا-۳ و آلفا در قلب وجود دارند. اثر اپینفرین، تأثیر مستقیم روی گیرندههای بتا-۱ میوکارد و سلولهای ضربانساز است. اثر ایجاد شده افزایش ضربان، کوتاه شدن و قدرتمندتر شدن سیستول و افزایش برونده قلب است. در برابر افزایش کار قلب طبعاً مصرف اکسیژن نیز توسط قلب بالا میرود.
💡 در سال ۱۳۳۸ برابر با ۱۹۵۹، شاه متقاعد شد که دست به اصلاحات اجتماعی-اقتصادی بزند. بر این اساس از منوچهر اقبال نخستوزیر وقت خواست که پیشنویس لایحهٔ اصلاحات ارضی را برای ارائه به مجلس آماده کند. طبعاً تصویب چنین قانونی با مخالفت مالکان و روحانیون رو به رو میشد اما از آنجا که حکومت، مجلس را تحت کنترل داشت، تنها راه نجات مالکان، تجدید نظر در لایحه و تغییر آن به ترتیبی بود که اجرایش را ناممکن سازد.