فرهنگ معین
( ضمناً ) (ض نَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) در درون، در میان، در ضمن، در طی.
( ضمناً ) (ض نَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) در درون، در میان، در ضمن، در طی.
علاوه برآن.
۱ - در میان مکتوب یا کلام در ضمن در طی. ۲ - به طور اشاره به کنایه مقابل صریحا صراحه.
ضمناً
منسوب به ضمن؛ بطور ضمنی، در ضمن، علاوه بر ان، همراه آن، در همان حال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طرح مشکل مرگ در کتاب کودکان برای نویسندگان دشوار است. چون این موضوع برای کودکان ناراحتکننده است و ضمناً توضیح آن مشکل میباشد.
💡 ز نور لمعه توحید در دل منکر اگرچه نیست بظاهر، ولیک ضمنا هست