ششگانه

مترادف‌ها

شش‌تایی

لغت نامه دهخدا

ششگانه. [ ش َ / ش ِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) مسدس.
- جهات ششگانه؛ شمال و جنوب و بالا و پایین و پیش و پس. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

مسدس جهات ششگانه شمال و جنوب و بالا و پایین و پیش و پس.

جمله سازی با ششگانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اسدالله کرمانی (درگذشت ۸۹۲ه‍.ق) نستعلیق‌نویس که در خطوط ششگانه هم تبحر داشت از خوشنویسان قرن نهم است که مدتی را در عثمانی گذراند.

💡 قبل از بوزجانی، در مثلثات کروی، تنها وسیلهٔ حل مثلث‌ها قضیهٔ منلائوس راجع به چهارضلعی کامل بود که در کتب اسلامی به قاعدهٔ مقادیر ششگانه موسوم است. بوزجانی با غنی‌تر ساختن ابزار مثلثات کروی، حل مسائل آن را راحت‌تر کرد.

💡 شهر اردبیل دارای شش محله اصلی است که با نام محلات ششگانه شناخته می‌شود و تمام محلات دیگر وابسته به این شش محله هستند. از گذشته‌های دور تا زمان حاضر محلات ششگانه این شهر به دو دسته تقسیم می‌شود: محلات حیدری و محلات نعمتی. محلات حیدری شامل سه محله پیر عبدالملک، طَویٰ (طاوار) و اوچ دکان می‌باشد و محلات نعمتی شامل سه محله عالی قاپو (دروازه یا زنجیر)، سرچشمه (چشمه باشی) و گازران (اونچی میدان) است.

💡 ورزشکاران در مسابقات ششگانه باید در شش رشته مختلف مهارت بالایی داشته باشند تا بتوانند مدال طلا را از رقبا خود پس بگیرند.

💡 این برنامه آموزشی شامل یک تمرین ششگانه است که شامل تقویت تمرکز، حافظه، سرعت عمل، تعادل، قدرت بدنی و انعطاف‌پذیری می‌شود.

💡 در بازی‌های سنتی، یک مسابقه ششگانه برگزار شد که در آن شرکت‌کنندگان باید از شش مانع مختلف با دقت و سرعت عبور می‌کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران