شبانه روزی. [ ش َن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به شبانه روز. شبانروزی.
- شاگرد شبانه روزی؛ شاگردی که درتمام ایام هفته مقیم مدرسه ای ( که اختصاص بدین امر دارد یعنی دائمی است ) باشد.
- مدرسه شبانه روزی؛ مدرسه و آموزشگاهی که روزان و شبان دائر باشد و شاگردان ترک آن نگویند.
( ~. ) (ص مر. ) دارای فعالیت بی وقفه در تمام شب و روز. (?(شباهت (شَ هَ ) [ ع. ] (مص ل. ) شبیه بودن، مانند بودن.
منسوب به شبانه روزی شبانروزی
[گردشگری و جهانگردی] ← مهمانکده
دارای فعالیت بی وقفه در تمام شب و روز. (? (شباهت (شَ هَ)
شبیه بودن، مانند بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سایر قو گروهی دیگر، به قرائت قرآن مغرورند و آن را درهم می شکنند بلکه گاه است شبانه روزی یک ختم قرآن می کنند و به سرعت هر چه تمام تر می خوانند و این را کمال خود می دانند و در آن وقت دل او مشغول وساوس خاطر و حال اینکه مطلوب در تلاوت قرآنی، تأنی و تأمل و حضور قلب است.
💡 مروی است که «هیچ خانواده ای نیست مگر اینکه ملک الموت شبانه روزی پنج مرتبه ایشان را بازدید می نماید» و عجب است که آدمی خیره سر، یقین به مرگ دارد و می داند که چنین روزی به او خواهد رسید و باز از خواب غفلت بیدار نمی شود و مطلقا در فکر ساختن آنجا نیست.
💡 و کیفیت آن، آن است که آدمی در هر شبانه روزی ساعتی به تفکر کار خود بیفتد و اخلاق باطنیه و اعمال ظاهریه خود را تفحص کند و احوال دل و جوارح خود را تجسس نماید، لوح دل را در مقابل خود نهاده آن را ملاحظه کند و دفتر شبانه خود را گشوده سر تا پای آن را مطالعه فرماید.
💡 زن گفت: ایهاالقاضی حسبة لله که تعیین کن که در شبانه روزی چند بار با من نزدیکی کند تا من بدانم و خود را بر آن راست گیرم. قاضی گفت: ده بار! زن گفت: طاقت این ندارم گفت: نه بار! گفت: طاقت ندارم و همچنین می گفت تا به پنج بار رسانید.