شادابی

مترادف‌ها

سرزندگی، تازگی، شادمانی

متضادها

پژمردگی، ناپاکی، کدورت، افسردگی

لغت نامه دهخدا

شادابی. ( حامص مرکب ) سیرابی. ( آنندراج ). تری و رطوبت. ( ناظم الاطباء ). شادآبی. || تری و تازگی. ( آنندراج ). طراوت:
ز شادابی کام آن سرگذشت
یکی شد بدریا یکی شد بدشت.نظامی.

فرهنگ عمید

تری و تازگی، طراوت.

فرهنگ فارسی

۱ - پر آبی سیرابی آبداری. ۲ - تازگی طراوت. ۳ - شادی شادمانی.

جمله سازی با شادابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دامن دریای اخضر شد ز شادابی چمن ماهی سیمین شد از سیم شکوفه جویبار

💡 بی نسیم گل رویت، ره شادابی را لاله صدبار غلط کرده، صبا آگاه است

💡 ابر خشکی است که در شوره زمین می گردد باگل روی تو شادابی مهتاب بهار

💡 عبیر بوی بهار و گلاب شادابی نسیم خلق تو در جیب گلستان افشاند

💡 کار صد رطل گران می کند از شادابی گوهری را که ز گفتار تو در گوش کنند

💡 یابند چه بهره از کمال، اهل کمال؟ شادابی گوهر، لب کس تر نکند

💡 نمایان شدن شادابی و تازگی در گل‌های باغ پس از بارش باران‌های موسمی، باعث شد تا تمامی ساکنان محله برای تماشای آن منظره زیبا بیرون بیایند.

💡 برای حفظ شادابی پوست خود در برابر آفتاب شدید تابستان، حتماً باید از کرم‌های ضدآفتاب با کیفیت بالا و رژیم غذایی سالم استفاده کنید.

💡 رنگ‌های روشن و شادابی موجود در دکوراسیون این اتاق جدید، باعث شده است که فضای خانه بسیار گرم‌تر، دنج‌تر و صمیمی‌تر از گذشته به نظر برسد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران