سکنات

لغت نامه دهخدا

سکنات. [ س َ ک َ ] ( ع اِ ) ضد حرکات. این جمع سکنه است به معنی سکون و استقامت باشد. ( آنندراج ) ( غیاث ): فروغ خشم در حرکات وسکنات او ( شیر ) پیدا آمده بود. ( کلیله و دمنه ). از حرکات و سکنات او تبرا نمود. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
سکنات. [ س َ ک ِ ] ( ع اِ ) ج ِ سَکِنَة. رجوع به سکنة شود.

فرهنگ معین

(سَ کِ ) [ ع. ] (اِ. ) سکون ها، استقامت ها. جِ سکنه.

فرهنگ عمید

۱. شیوۀ رفتار و برخورد شخص در ارتباط با دیگران.
۲. [قدیمی] = سکنه

فرهنگ فارسی

جمع سکنه
( اسم ) سکون استقامت جمع: سکنات.
جمع سکنه

ویکی واژه

سکون‌ها، استقامت‌ها. جِ سکنه.

جمله سازی با سکنات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و گفت: معرفت آن است که بشناسی که حرکات و سکنات خلق به خدای است.

💡 در هر دقیقه از حرکاتت هزار شور در هر قرنیه از سکناتت هزار شر

💡 از حرکات فلک وز سکنات زمین صورت خشم است مهر طبع رمیده است صبح

💡 باز پرسیدند از توحید گفت: یقین است گفتند چگونه گفت: آنکه بشناسی که حرکات و سکنات خلق فعل خدای است که کسی را با او شرکت نیست چون این بجای آوردی شرط توحید بجای آوردی.

💡 زان خاصیت که در سکنات غزال هست هرگز به وقت حمله نباشد پلنگ را

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز