سودمندی

لغت نامه دهخدا

سودمندی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) نفع. منفعت. فایده. ( ناظم الاطباء ):
دل آرام دارید از چار چیز
کزو خوبی و سودمندیست نیز.فردوسی.بی آزاری و سودمندی گزین
که این است فرهنگ و آیین و دین.فردوسی.از آن پند کو سر بلندی دهد
بگفت آنچه او سودمندی دهد.نظامی.

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص. ) ۱ - نفع. ۲ - فایده. ۳ - باروری.

فرهنگ فارسی

۱ - نفع. ۲ - فایده. ۳ - برومندی باروری مثمری. ۴ - سود برندگی.
نفع منفعت و فایده

جمله سازی با سودمندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اهل خیر ایمن نیند از سنگ جور حاسدان مومیایی صد شکست از سودمندی یافته

💡 در فصل چهارم فایده گرایی، میل ادله ای برای اثبات اصل سودمندی اقامه می‌کند و می‌گوید:

💡 نبد سودمندی به افسون و رنگ نه از بند وز رنج و پیکار و جنگ

💡 برجمال سودمندی،دفع هرنا اهل را حکمت توروی بندی اززیان انداخته

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز