سلوک

سلوک عنوان رمانی است که توسط محمود دولت آبادی نوشته شده و نگارش آن در اواخر دهه هفتاد انجام شده و در اوایل دهه هشتاد منتشر گردید. این اثر به نوعی مانیفست دولت آبادی در مورد زن و عشق به شمار می‌آید. شخصیت قیس، که نامش یادآور مجنون است، به بررسی زن، مرد شرقی و درک انسان از عشق و روابط عاشقانه می‌پردازد. این دیدگاه نه تنها با اندیشه‌های امروزی همخوانی ندارد، بلکه با تفکرات مجنون نظامی نیز فاصله دارد. قیس، مردی است که به نوعی گرفتار خودشیفتگی روستایی و متعلق به قرن نوزدهم است. او زن را جزئی از وجود خود می‌داند و در عین حال او را موجودی می‌بیند که خداوند برای خوشنودی او آفریده است: او از گوهر خودم بود که نمی‌دانم چگونه در لایه‌های دویی گم و ناپدید شد؟ با این مقدمه و نظریه، طبیعی است که وقتی زن تصمیم به جدایی می‌گیرد، او به استاد تیغی که ذاتاً پتیاره‌کش است، سفارش می‌دهد. در اینجا خواننده متوجه می‌شود که بار دیگر با داستان زنی اثیری و مردی درون‌گرا مواجه است که جز فلسفه‌پردازی و شکایت از روزگار و مردمی که او را درک نمی‌کنند، کار دیگری ندارد.

لغت نامه دهخدا

سلوک. [ س ُ ] ( ع مص ) راه رفتن. ( آنندراج ) ( غیاث ). راه سپردن. ( دهار ) ( مجمل اللغة ) ( المصادر زوزنی ) ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 59 ). پای سپر کردن جای را. سَلک. ( منتهی الارب ). و رجوع به سلک شود.

فرهنگ معین

(سُ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) در پیش گرفتن راهی. ۲ - (اِمص. ) روش، رفتار. ۳ - طی مدارج توسط سالک به مقام وصل و فنا.

فرهنگ عمید

۱. رفتار، روش.
۲. در پیش گرفتن راهی و در آن راه رفتن.
۳. [قدیمی] در آمدن در جایی.
۴. سازش.
۵. (تصوف ) سیر در مراتب وجود برای وصول به کمال و نیل به حقیقت که از شرایط آن عزلت، ریاضت، عبادت، شب زنده داری و ترک شهوات است.

فرهنگ فارسی

در آمدن درجائی، رفتار، روش، سازش
۱ - ( مصدر ) رفتن در راهی. ۲ - در آمدن در جایی. ۳ - ( اسم ) روش رفتار. ۴ - طی مدارج خاص که سالک باید آنها را طی کند تا به مقام وصل و فنا برسد. از جمله این مدارج توبت و مجاهدت و خلوت و غزلت و ورع و صمت و رجا و غیره است.
دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومه شهرستان مهاباد.

دانشنامه عمومی

سلوک یا سلوح یا سولوخ ( سولوق ) به جای پرآب در زبان ترکی گفته می شود. و جود چشمه های جوشان در غرب روستا و چشمه جوشانی در جنوب شرق روستا ( دره آینالی ) و تا چهل سال پیش به دلیل آب زیاد فاقد کشاورزی بود، این فرضیه را به واقعیت نزدیک می کند. اسامی زمین های کشاورزی دره ها و کوه های اطراف، مثل اویوقلولار، بیلاق اوستو، آرپا دره سی، بویاق چی دره سی، قوم دره، اوو داغی، و….، که همه به زبان ترکی هستند، ترکی بودن اسم سلوک را بدیهی تر می کند. همه اهالی سلوک از قوم ترک و به ترکی آذربایجانی صحبت می کنند. دینشان اسلام و مذهب شان شیعه دوازده امامیست. البته اقلیت اهل حق در سلوک زندگی می کردند که اکنون شیعه شدند. سلوک تا دهه سی به یوز ائولی ( صد خانوار ) سلوک معروف بوده ولی بعدها بزرگ شده وبه سیصد خانوارهم رسید. بیشترین تعداد جمعیتش در دهه شصت بوده تا جایی که در سال ۶۴ مدرسه ابتدایی اش مدتی سه شیفت شد. 
اولین مهاجرت از سلوک دراوایل دهه بیست به قزوین بوده است بیشترین مهاجرت از سلوک در دهه هفتاد و هشتاد صورت گرفت. کوچ هفتاد خانوار در بیست سال. سلوک همراه نصیرآباد از بزرگ ترین روستاهای هشترود هستند. وسعت سلوک شصت و پنج هکتاراست ولی جمعیتش کم است. از اولین روستاهاست در آذربایجان شرقی که صاحب تلفن، مهدکودک، درمانگاه، حمام عمومی، مدارس سه گانه و آب لوله کشی شده است. 
بزرگ ترین طوایف ساکن در سلوک به ترتیب آغ علی، ممدلی، مسلم لی، اجاق وئردی لی، داداشلی، خمسه لی، شاممدلی، از طوایف اهل حق، مهاجرانی از شمال رود ارس، مهاجران از چرتقلی، مهاجران از تیکمه داش، مهاجرانی از مراغه، قره آغاج، سعادتلو و یساول، چراغچی، مهاجرانی از طوایف قره پاپاق آذربایجان غربی. محله ها جنوب سلوک: محله آغ علیها، محله بیلاق باشی، محله قوچلار میدانی، محله قهوه قاباغی، محله خیردا دره نین اوتایی است. 
اجاق های روستای سلوک: اجاق قره داش، اجاق آرمیدلیق و آرامگاه سید عزیز ( میر محمدعلی ) در قبرستان سلوک است. 
مکان های تاریخی بورج دیبی، مخروبه قوچ داشی به غارت رفته است. غارهای زیر زمینی ( ماغارا یا کوول ) و خرابه شهر دره های غربی سلوک با طبیعت بکر از جاهای بسیار دیدنی هشترود و سلوک هستند.

ویکی واژه

روش، رفتار.
طی مدارج توسط سالک به مقام وصل و فنا.
مدارا، زندگی مسالمت‌آمیز با دیگران بویژه زن و مرد با یکدیگر.
در پیش گرفتن راهی.

جملاتی از کلمه سلوک

در سلوک هفتمین دایم زحل تاکند او مشکلات چرخ حل
چون کنم قصد این سلوک شگرف کوکب کفش از ستاره کنم
شرح گویی رسم و آداب ملوک زانک نتوان کرد بر جهل این سلوک