زهرمار

زهرمار

زهرمار اصطلاحی است که به معنای تلخی و سختی در زندگی یا تجربه‌های دشوار به کار می‌رود. این کلمه معمولاً به وضعیتی اشاره دارد که فرد با چالش‌ها و مشکلاتی روبرو می‌شود که ممکن است او را ناامید یا افسرده کند. زهرمار نه تنها به معنای درد و رنج است، بلکه می‌تواند به نوعی درس‌آموزی و رشد شخصی نیز اشاره داشته باشد. در زندگی هر فرد، لحظاتی وجود دارد که به نظر می‌رسد همه چیز علیه اوست و این لحظات به نوعی زهرمار محسوب می‌شوند. اما این سختی‌ها می‌توانند به فرد کمک کنند تا قوی‌تر و مقاوم‌تر شود. به عبارت دیگر، زهرمار می‌تواند به عنوان یک نیروی محرکه برای تغییر و بهبود زندگی شخصی تلقی شود. با این حال، شناخت و درک این تجربیات تلخ، نیازمند صبوری و تفکر عمیق است تا فرد بتواند از آن‌ها به نفع خود بهره‌برداری کند و به موفقیت‌های بعدی دست یابد.

لغت نامه دهخدا

زهر مار. [ زَ رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) لعاب حیه. سمی که از نیش مار برآید و اغلب کشنده است و امروزه از انواع این زهرها در داروسازی استفاده می نمایند و قدما آنرا معادل سمی مهلک می گرفته اند

جملاتی از کلمه زهرمار

نیش گردد آب خوش با زهر قهرش در مذاق نوش گردد زهرمار از التفاتش همچو آب
زنار ارچه زهرش بود آشکار بود مهره با زهر آن زهرمار
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم