زه کردن. [ زِه ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بچه کردن. زادن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): برجهاء... سرطان و عقرب و حوت و نیمه پسین از جدی و زه کننده اند و بسیاربچه. ( التفهیم بیرونی، یادداشت ایضاً ).
چون خار و خس قوی شد زه کرد خوک ملعون
در باغ و زو برآمد قومی همه ملاعین.ناصرخسرو.و نهصد پیل بودش به روزگار، در جمله پیلی که آن را کذیزاد خواندندی که به ایران زاده بود و این از عجایب بود. ایدر پس هرگز زه نکرده است. ( مجمل التواریخ و القصص ). || چله کردن کمان. ( ناظم الاطباء ):
به کوه برشد و اندر نهاله گه بنشست
به پیش فیلک و زه کرده نیم چرخ به چنگ.فرخی.رجوع به زه و زه کردن کمان شود. || بارور کردن. باردار کردن. آبستن کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
( ~. کَ دَ ) (مص م. ) آبستن کردن.
( مصدر ) بارور کردن باردار کردن آبستن کردن.
{brace} [ورزش] نصب کردن زه بر روی کمان
آبستن کردن.
💡 بس کسا کش کار ایشان تازه کردن بود کام مهر ایشان تازه گشت و کام او بی کار گشت
💡 کهنه اوراق دل ما قابل ترتیب نیست از غم شیرازه کردن این کتاب آسوده است
💡 نسیم صبح از تاراج گلزار که میآید؟ که مرغان کاسه دریوزه کردند آشیانها را
💡 با توجه به استقبال جهانی از دانشگاه آنلاین، تعداد دورههای آموزشی فشرده آنلاین روز به روز در حال افزایش است. یکی دیگر از این دورهها یودمی نام دارد که هدفش دموکراتیزه کردن آموزش است. یک نوع بازار رقابتی آموزش که هر کسی میتواند دورههای آموزشی خودش را با هزینهای که در نظر دارد روی سایت بگذارد.
💡 شامل دو صفحه نزدیک به هم (الکترودها) هستند و از هوای محیط به عنوان الکترولیت استفاده میکنند. چنانچه تغییر ناگهانی در غلظت هوای محیط روی دهد، حسگر آن را به حریق تعبیر میکند. حسگرهای یونیزاسیون، حاوی مقادیر کمی مواد رادیواکتیو بوده (برای یونیزه کردن ذرات موجود در هوای اطراف الکترودها) و برای همین عمر دائمی ندارند.