کلمه «زمانی» صفتی است که به «زمان» منسوب میشود و به هر چیزی اشاره دارد که با مفهوم زمان، مدت یا دورهای مشخص ارتباط دارد. معنای دقیق این واژه اشاره به آنچه به زمان تعلق دارد، وابسته به زمان است یا تحت تأثیر گذر زمان قرار میگیرد، میباشد و غالباً در متون ادبی و علمی به کار میرود. این واژه میتواند برای توصیف رخدادها، شرایط، اشخاص یا امور مختلفی استفاده شود که ویژگی آنها وابسته به زمان است، مانند «وظیفهای زمانی». شناخت معنای این واژه باعث میشود خواننده یا شنونده بتواند مفاهیم وابسته به زمان را به درستی درک کند و تفاوت آنها با امور دائمی یا بیزمان را تشخیص دهد. این واژه در ترکیب با دیگر کلمات نیز کاربرد دارد و میتواند صفات یا حالتهای وابسته به زمان را دقیقتر توصیف کند، مانند «محدودیت زمانی» یا «تغییرات زمانی».
زمانی
لغت نامه دهخدا
زمانی. [ زَ ] ( ص نسبی ) منسوب به زمان. آنچه به زمان منسوب میشود. درشاهد زیر منسوب به زمان بمعنی وقت است:
دیدن آن پرده مکانی نبود
رفتن آن راه زمانی نبود.نظامی.- ساعت زمانی. رجوع به ساعت زمانی و زمان شود.
زمانی. [ زِم ْ ما ] ( اِخ ) محمدبن یحیی بن فیاض و اسماعیل بن عباد از محدثانند و عبداﷲبن سعید تابعی است. ( از منتهی الارب ).
زمانی. [ زَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش قاین است که در شهرستان بیرجند واقع است و 391 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به زمان. ۲ - یکی از انواع چینی در عهد صفویه و آن نازک و خوشچهره و از حیث ضخامت متوسط بود. ( از جنگ مورخ ۱٠۸۵ متعلق به دکتر شاپور بختیار یغما۱۲: ۱۵ ص ۵۵۹. )
دهی از دهستان بخش قاین است در شهرستان بیرجند واقع است.
فرهنگستان زبان و ادب
[زبان شناسی] ← گاه شمارشی
دانشنامه عمومی
زمانی (قائنات). زمانی روستایی در دهستان سده بخش سده شهرستان قائنات استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۱۱۳ نفر ( در ۵۴ خانوار ) بوده است.
ویکی واژه
منسوب به زمان. آنچه به زمان منسوب میشود.
جمله سازی با زمانی
💡 دو عالم باخت قاسم در زمانی ازین معنی همی خوانند رندم
💡 به کوی دل فرورفتم زمانی همیجستم ز حال دل نشانی
💡 چو زینب نیوشید از و این سخن زمانی بپیچید بر خویشتن
💡 فشاندی آستینی هر زمانی که در زیر عَلَم بودش جهانی
💡 نه قرارش بود بی او یک نفس نه زمانی صبر بودش زین هوس
💡 هنوز از زمانی فزون شادکام نپیموده بد شاه با ماه جام