زایا

لغت نامه دهخدا

زایا. ( نف ) زاینده. آنکه زاید.

فرهنگ معین

(ص فا. ) زاینده، آن که تولید می کند.

فرهنگ عمید

زاینده.

فرهنگ فارسی

زاییدن
( صفت ) زاینده مولود.

فرهنگستان زبان و ادب

{productive} [زبان شناسی] در صرف، ویژگی صورت ها و الگوها و قواعدی که مکرراً برای ساخت صورت های جدید به کار می روند

ویکی واژه

زاینده، آن که تولید می‌کند.

جمله سازی با زایا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در پس زانوی فکرت چون نشستم تا کنم در سزای ناسزایان امتحان خود به هجو

💡 در مزایای مظاهر نیست ظاهر غیر دوست اوست عابد اوست معبود اوست ساجد هم سجود

💡 این تمایز توسط آیزایا برلین در سخنرانی‌اش در سال ۱۹۵۸ با عنوان «دو مفهوم آزادی» مطرح شد.

💡 تا به گیسویِ تو دستِ ناسزایان کم رسد هر دلی از حلقه‌ای در ذکرِ یارب یارب است

💡 از مهم‌ترین مزایای این ماشین زمان کوتاه سیکل کاری آن می‌باشد.

💡 به ادا پایه فزایا به نظر عقده گشایا به کرم ابر عطایا به غضب برق سنانا

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز