کلمهی «ریزی» در فارسی به معنای کوچک و جزئی بودن چیزها است و مقابل «درشتی» قرار دارد. در این معنا، میتواند به اندازه، مقدار یا بخشهای کوچک اشاره کند. در برخی متون، «ریزی» به معنای بخشش، عطا و سرشار بودن نیز آمده است؛ به عبارت دیگر، حالت جاری شدن نعمت، رحمت یا خیر و برکت. این واژه همچنین به عنوان صفت یا اسم مشتق از فعل «ریختن» به کار میرود و در ترکیبات کاربرد فراوان دارد. برای مثال پیريزی، طرحريزی یا خاکريزی؛ عملی که در آن چیزی ریخته یا پخش میشود. در این کاربرد، «ریزی» نشاندهنده عملی است که با ریختن، پخش کردن یا تقسیم کردن مرتبط است و معمولاً همراه با اسم دیگر به شکل ترکیبی ظاهر میشود. از نظر دستوری، این واژه هم میتواند اسم باشد (به معنای خردی یا عطا) و هم صفت یا مصدر (در ترکیبات)، و بار معنایی آن به زمینه جمله و کاربرد ادبی یا عملی بستگی دارد.
ریزی
لغت نامه دهخدا
ریزی. ( حامص ) خردی و کوچکی. مقابل درشتی. ( یادداشت مؤلف ). || رحمت و شفقت. ( ناظم الاطباء ). ریزش. بخشش و عطا. ( از آنندراج ). || ( ص ) سرشار. ( ناظم الاطباء ). در متن های دیگر دیده نشد.
ریزی. ( حامص ) حاصل مصدر از ماده مضارع ریختن ( ریز ).همیشه به صورت ترکیب استعمال شود، مانند: پی ریزی، توپ ریزی، خاک ریزی، ساچمه ریزی، طرح ریزی، مجسمه ریزی و غیره. رجوع به هریک از ترکیبات بالا در جای خود شود.
- پی ریزی؛ پی افکنی. ( فرهنگ فارسی معین ).
- طرح ریزی؛ نقشه کشی. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
حاصل مصدر از ماده ترکیب استعمال شود.
جمله سازی با ریزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه شیوه دارد آخر غمزهٔ تو که خونریزیش واجب مینماید