رشکن

لغت نامه دهخدا

رشکن. [ رَ ک ِ ] ( ص نسبی ) غیور. ( از برهان ) ( از شعوری ج 2 ص 19 ). به معنی غیور آمده. ( فرهنگ جهانگیری ). مخفف رشک گن. غیور. باغیرت. رشکین. رشکناک.باحمیت. با نام و ننگ. با ننگ و نام. ( یادداشت مؤلف ). || غیور. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( آنندراج ) ( برهان ). رشکناک یعنی غیور. ( انجمن آرا ). || صاحب حسد. ( ناظم الاطباء ). حسود. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( آنندراج ) ( برهان ) ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به رشکناک شود. || دارای غبطه. ( فرهنگ فارسی معین ). || متکبر و صاحب عجب. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( برهان ).
رشکن. [ رِ ک ِ ] ( ص نسبی ) رشکناک. آنکه تخم شپش به موی سرش افتاده باشد. پر از رشک تخم شپش. ( یادداشت مؤلف ):
بوالمجدک رشکن آنکه از رشک
صد خوشه ز سر توان درودش.اثیر اومانی.و رجوع به رِشکناک و رِشکین شود.

فرهنگ معین

(رَ کِ )(ص نسب. ) ۱ - حسود. ۲ - باغیرت.

فرهنگ عمید

= رشکین

فرهنگ فارسی

رشکین
( صفت ) ۱ - حسود. ۲ - دارای غبطه. ۳ - باغیرت غیور.
رشکناک. آنکه تخم شپش به موی سرش افتاده باشد.

جمله سازی با رشکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به هری ساختارشکن، بابا نوئل، بابا نوئل ۲، بابا نوئل ۳ و دانستون بررسی می‌کند اشاره کرد.

💡 طوطیان بر لب خود مهر خموشی زده اند چغد را داده فلک منصب شکرشکنی

💡 غزالان سر به صحرا دادهٔ رشکند در دورش ز هم چشمی بلایی در جهان بدتر نمی‌باشد

💡 ساحری، تندی، جادوفکنی، خیره‌کشی فتنه‌ای، مستی، لشکرشکنی، عشوه‌گری

💡 گو کله برشکن از ناز که در مسند حسن منصب شاهی زرین کمران است او را

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز