رائی

مترادف‌ها

نظر، دیدگاه، عقیده

فرهنگ معین

[ ع. ] (اِفا. ) بیننده، مق. مرئی، دیده شده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بیننده مقابل مرئی دیده شده
( اسم ) ۱ - اندیشه فکر. ۲ - تدبیر. ۳ - عقیده اعتقاد. ۴ - شور مشورت. ۵ - قصد عزم. ۶ - جولان خاطر است در مقدماتی که امید میرود که منتج به نتیجه گردد. ۷ - نظر حاکم درباره مدعی و مدعی علیه حکم. ۸ - نظر قاضی در تفسیر قانون. یا اصحاب قیاس اصحاب قیاس پیروان ابو حنیفه جمع آرائ.

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] رائی (اسم الله). این صفحه مدخلی از فرهنگ قرآن است
این صفت فعل خداوند به معنای دیدن و دانستن و نشان دادن است و 35 بار در قرآن آمده است:
«قَد نَری تَقَلُّبَ وجهِکَ فِی السَّماءِ...». (سوره بقره(2)/144)
فرهنگ قرآن، جلد 14، صفحه 360.

جمله سازی با رائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نه پیر سالخورد از گردش این کهنه زال چرخ جوان رائی که گیرم دامنش طفلی ز سر گیرم

💡 بازیچه شمر گردش این گنبد بازیچ گر طفل نه‌ای سغبهٔ بازیچه چرائی؟

💡 اوری فیفر (عبری: אורי פפר‎؛ زادهٔ ۲۸ ژوئیهٔ ۱۹۷۵) بازیگر اهل اسرائیل است.

💡 نه چو وامقی همچون من گیتی دیده است نه نشان دهد چرخ چو تو عذرائی را

💡 تیره رائی چه ز جهل و چه ز خود بینی غرق گشتن چه برود و چه ببحر اندر

💡 ای چاره ساز هر چند سازی تو چاره ما دیگر بتو گرائیم از بهر چاره سازی

💡 برخی از فقها در استنباط احکام شرعی از روش‌های رائی استفاده می‌کنند که بر پایه نظر شخصی استوار است و نه لزوماً بر اصول قطعی.

💡 استفاده از استدلال‌های رائی در تحلیل‌های پیچیده تاریخی می‌تواند باعث سوگیری‌های غیرعلمی شود و دقت بررسی‌های تاریخی را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.

💡 او با اتخاذ یک دیدگاه رائی در مدیریت بحران، سعی کرد تصمیماتی بگیرد که بیشتر بر اساس احساسات شخصی‌اش بود تا داده‌های موجود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران