ذریع. [ ذَ ] ( ع ص ) تیزرو. شتاب رو. سبک سیر. ذروع. فرس ذریع، اسب سبک سیر و تیزرو و فراخ گام و همچنین است بعیر ذریع. || فراخ گام. واسعالخطو. و در صفت رسول صلوات اﷲعلیه آمده است؛ کان ذریعالمشی؛ ای واسعالخطو. || امر فراخ و وسیع. || مرگی. مرگامرگی. وبا. موت فاشی. || تند. سریع. بشتاب. تیز. زود. ناگهانی. قتل ذریع؛ قتل سریع. اکل ذریع، خوردنی بشتاب و بسیار. و فی الحدیث: فأکل اکلاً ذریعاً؛ ای سریعاً و کثیراً. || شفیع. خواهشگر. || وسیله. ( مهذب الاسماء ). دست آویز. ذریعة. || موت ذریع؛ مرگی فاش. ( مهذب الاسماء ).
(ذَ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - تیزرو، سبک سیر. ۲ - فراخ گام. ۳ - فاش. ۴ - فراوان، بسیار.
۱. سریع، تیزرو، سبک سیر.
۲. شفیع.
تیزرو، سبک سیر.
فراخ گام.
فاش.
فراوان، بسیار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در الذریعة به نسخههای بسیار قدیمی اشاره نموده است که یکی از آنان مربوط به سال ۶۱۳ ق بوده و دیگری نسخهٔ کتابخانهٔ آستان قدس رضوی که به خط شیخ رشد الدین ابو الحسن علی بن حسین در سال ۵۸۶ ق نوشته شدهاست.
💡 التتمة فی تواریخ الائمة اثر سید تاجالدین حسینی محدث و فقیه سدهٔ دهم و یازدهم هجری است. موضوع کتاب دربارهٔ تاریخ زندگی امامان شیعه است. تاریخ اتمام نگارش ۱۰۱۸ هجری است. آقابزرگ تهرانی در الذریعه نام آن را «التتمة فی معرفة الائمة» عنوان میکند.
💡 امام راغب در ذریعه گفت: سلمه بن کمیل را پرسیدند: زچه رو با آن که علی(ع) را در هر خیری نظری صائب است، عامه وی را ترک بگفتند؟ گفت: از آن رو که چشمشان را قدرت دیدن انوار او نیست. و مردمان به مشابه خود بیشتر مایل اند.
💡 البته اجازات او که مرحوم آقابزرگ تهرانی در کتاب «الذریعه» به عنوان کتابی مستقل ذکر کرده در این قیمت نیامدهاند؛ مثلاً «رسالة الاجازات»، کتابی کوچک ست شامل بیست اجازه از اجازههای مرحوم نراقی به شاگردانش و اجازات مشایخش.
💡 کتابی است در موضوعاخلاق، و بنا به نوشتهٔ مؤلف، به فرمان شاه طهماسب دوم و به نام او، در قرن دوازدهم هـ. ق تألیف شدهاست. اخلاق تهماسبی در کتاب الذریعه و نیز فهرست نسخ فارسی، تألیف احمد منزوی معرفی شدهاست.
💡 باری با هزار شرمساری خم اندر پشت و خامه در انگشت آورده با ناتوانی و هیچ ندانی از باب عرض ارادت و فرض عبادت بدین ذریعت ساز ضراعت کردم، استغنای من زیاد است و حوصله عشق اندک، هوس عاشق افزون است و کبریای معشوق از حد بیرون، ندانم کار دل با دوست به کجا خواهد انجامید، فرد: