دغه
مترادفها
دغدغه، نگرانی، مشغله
متضادها
آرامش، آسودگی
لغت نامه دهخدا
دغه. [ دِ غ َ ] ( ص ) زنی یا مردی کوتاه و فربه. آدمی سخت فربه و دموی. سخت فربه متمایل به کوتاهی و سرخی. سخت فربه با گوشتی پیچیده و سخت و خونی بسیار. بسیار فربه با گوشتی سخت. باقدی کوتاه و سخت فربه با گوشتی سخت. بسیار سرخ و فربه با گوشتی سخت. حَذْلَم. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
زنی یا مردی کوتاه و فربه.
جمله سازی با دغه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کو دل و تاب کزان زلف و خط و خال سیاه حسن را دغدغهٔ عرض سپاهست امروز
💡 با تب مُحرقه عمری همه هذیان گفتم تا چه بیدغدغه هم با شب بحران گویم
💡 گرچه آواز وی از محفل او میشنوم دلم از دغدغه خونست که در محفل کیست
💡 خاطرم جمع شد از دغدغه مرهمیان که سر زلف تو بر داغ دلم غالیه ساست
💡 آن را که همیشه با خدا تعظیم است نی دغدغه از بهشت و ز آتش بیم است