دسته بندی. [ دَ ت َ / ت ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) گرد کردن. فراهم کردن. بهم پیوستن. || به دسته کردن. دسته بستن. به قسمتهای منظم تقسیم کردن. || تعصب. تحزب. گروه گروه کردن.
- دسته بندی کردن؛ دسته بستن.
- || به گروهها و حزبها منقسم ساختن.
- || طبقه بندی کردن. ورجوع به دسته بستن شود.
( ~. بَ )(حامص. ) هماهنگ شدن گروهی برای انجام دادن امری.
جمع شدن گروهی در یک جا و همراه شدن و هماهنگ گشتن برای انجام دادن کاری.
اتفاق گروهی برای انجام دادن کار ( مشروع یا نامشروع ) توطئه.
{bunching/ bunch, prebunch} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] جمع کردن درختان یا بینه ها در دسته های کوچک برای حمل ونقل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیخ صدوق در این کتاب به صورت اعداد از یک تا هزار، روایات را دسته بندی نموده است و دربارهٔ هر یک از موضوعات اخلاقی و عقیدتی، روایاتی را نقل میکند که به نوعی با اعداد در ارتباط است. به همین دلیل است که عنوان بندی بابها نیز بر اساس ارقام است. بدین شکل که روایات شامل یک خصلت در یک باب آمده و شامل دو خصلت در بابی دیگر و شامل سه خصلت در بابی دیگر.
💡 برای دسته بندی و سادگی یافتنِ نظم، میتوانیم هجاها را چهار تا چهار تا یا سه تا سه تا یا ترکیبی از چهار تا و سه تا، جدا کنیم و برایشان نام بگذاریم.