خوابیدگی
مترادفها
خوابآلودگی، بیحالی
متضادها
بیداری
لغت نامه دهخدا
خوابیدگی. [ خوا / خا دَ / دِ ] ( حامص )حالت خوابیدن. || غفلت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
حالت خوابیدن یا غفلت
فرهنگستان زبان و ادب
{lodging} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] خم شدن و خوابیدن اندام های گیاهی براثر شرایط خاک یا آسیب دیدگی ریشه یا ویژگی های ژن شناختی
جمله سازی با خوابیدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 راه با خوابیدگی دامان منزل را گرفت بر زمین چسبیده چون سنگ نشان ما همچنان
💡 عزم صادق را مده از کف که با خوابیدگی سر ز جیب منزل مقصود راه آرد برون
💡 چون تواند سبزه زیر سنگ قامت راست کرد؟ سنگ ره شد صائب گمراه را خوابیدگی
💡 دشمن غافل ز زیر پوست می آید برون پای کاهل طینتان، سنگ ره خوابیدگی است
💡 کی کند غافل دل آگاه را خوابیدگی؟ از رسیدن نیست مانع راه را خوابیدگی
💡 جمع سازد در کمین صیاد خود را بیشتر می کند بیدارتر آن ماه را خوابیدگی
💡 رانندگان در مسیرهای طولانی و خستهکننده باید بسیار مراقب خوابیدگی خود باشند تا از بروز تصادفات ناگوار و مرگبار جلوگیری کنند.
💡 یکی از دلایل اصلی بیدقتی در انجام کارهای حساس، احساس خوابیدگی و خستگی مفرط در اثر بیخوابیهای شبانه و استرس زیاد است.
💡 پزشکان توصیه میکنند که برای جلوگیری از خوابیدگی در حین رانندگی، حتماً استراحتهای کوتاه در فواصل مشخص و منظم انجام شود.