لغت نامه دهخدا
خوابیدگی. [ خوا / خا دَ / دِ ] ( حامص )حالت خوابیدن. || غفلت. ( ناظم الاطباء ).
خوابیدگی. [ خوا / خا دَ / دِ ] ( حامص )حالت خوابیدن. || غفلت. ( ناظم الاطباء ).
حالت خوابیدن یا غفلت
{lodging} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] خم شدن و خوابیدن اندام های گیاهی براثر شرایط خاک یا آسیب دیدگی ریشه یا ویژگی های ژن شناختی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راه با خوابیدگی دامان منزل را گرفت بر زمین چسبیده چون سنگ نشان ما همچنان
💡 عزم صادق را مده از کف که با خوابیدگی سر ز جیب منزل مقصود راه آرد برون
💡 چون تواند سبزه زیر سنگ قامت راست کرد؟ سنگ ره شد صائب گمراه را خوابیدگی
💡 دشمن غافل ز زیر پوست می آید برون پای کاهل طینتان، سنگ ره خوابیدگی است
💡 کی کند غافل دل آگاه را خوابیدگی؟ از رسیدن نیست مانع راه را خوابیدگی
💡 جمع سازد در کمین صیاد خود را بیشتر می کند بیدارتر آن ماه را خوابیدگی