یک‌صدا

مترادف‌ها

متحد، هماهنگ

متضادها

چندصدایی، اختلاف‌نظر

فرهنگستان زبان و ادب

{monophonic} [موسیقی] منسوب به یک صدایی

ویکی واژه

منسوب به یک‌صدایی.

جمله سازی با یک‌صدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بود راه فکر ما در عالم معنی یکی چون دو دست از آشنایی یک‌صدا بودیم ما

💡 در شعارهای سیاسی نیز انتزاع دیده می‌شود. در این حالت، شعارهایی که توسط جمعیت و به‌طور یک‌صدا فریاد زده می‌شود، دلالت بر یک «کل» دارند که شاید این «کل»، در اذهان گویندگانِ شعار، یک‌سان نباشد. به‌طور مثال: اگر در یک شعار سیاسی، لغت «آزادی» استفاده شود، مشخص نیست که منظور از آن کلمه، «آزادی سیاسی» است یا «آزادی بیان».

💡 در نهایت، اعضای هیئت مدیره پس از بحث‌های طولانی، یک‌صدا تصمیم گرفتند که طرح پیشنهادی برای توسعه و گسترش شرکت را تصویب کنند.

💡 ملت‌ها زمانی می‌توانند در برابر تهدیدهای خارجی ایستادگی کنند که با یک‌صدا و با وحدت و اتحاد برای حفظ امنیت خود تلاش نمایند.

💡 تیم‌های ورزشی زمانی به پیروزی‌های بزرگ دست می‌یابند که بازیکنان و مربیان با یک‌صدا برای رسیدن به هدف نهایی و قهرمانی تلاش کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران