یوزه

لغت نامه دهخدا

یوزه. [ زَ / زِ ] ( اِ ) تنه درخت. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ). ساق درخت و «ها»ی آخر جهت حرکت حرف آخر است. ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ). ظاهراً تحریفی از بوز و پوز است. رجوع به بوز و پوز شود. || بچه یوز شکاری. ( ناظم الاطباء ). || توله سگ شکاری. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ) ( از برهان ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از فرهنگ ایران باستان ):
از چرخ طمع ببر که شیران را
دریوزه نباید از در یوزه.خاقانی ( از انجمن آرا ).طعن نادان نصیحت داناست
زدن یوز عبرت یوزه است.سعدی ( از انجمن آرا ). || به معنی تفتیش، از مجعولات دساتیر است. ( یادداشت مؤلف ). || غلتیدن جانوران از قبیل اسب و جز آن بر روی خاک. ( از آنندراج ) ( از برهان ) ( از فرهنگ جهانگیری ). و رجوع به یوزک در همه معانی شود. || نام گدایی در نهایت ابرام و سماجت و گدا و درویشی که سؤال می کند. ( ناظم الاطباء ). از بیت زیر سنایی به معنی گدا ظاهر می شود، لیکن به معنی سگ توله نیز توان گرفت:
از پی آب و نان هرروزه
طوف هر یوزه بهر دریوزه.( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(زَ یازِ ) (اِ. ) سگ شکاری.

فرهنگ عمید

= یوزک

فرهنگ فارسی

(اسم ) سگ شکاری

جمله سازی با یوزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز آفتاب جهانتاب، شکوه ات بیجاست ترا که کاسه دریوزه چون قمر تنگ است

💡 از کرم آن کس که شهرت است مرادش کاسه دریوزه است دست گشادش

💡 لعلش که عطا کرد به شاهان در و یاقوت در یوزه درویش مسلم نفرستاد

💡 دیده خود را درین بستانسرا چون آفتاب کاسه دریوزه شبنم گدایی چون کنم

💡 دریوزه یک مسئله مشکلم این است طفلی که در ارشاد تمام است کدام است

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز