یه
مترادفها
یک، یکی
ویکی واژه
دالین شناسالین مفرد؛ برای اشاره به یک چیز یا شخص نامشخص، پیش از اسم آورده میشود: یه نفر پیش از ما اینجا بوده. یه روز خوب یه لباس قشنگ خریدم. یه دوست خوب دارم. امروز میروم بازار تا یه لباس پاییزی بگیرم. در آن سرزمین خیالی، یه مرد بود که میتوانست یک بشکه آب بنوشد!
جمله سازی با یه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو کامپویه بشنید سر بر زمین نهاد و بگفتا بشه آفرین
💡 تا مسند تو دید فلک از سر غیرت هر شب فکند در سیهی جامه ازرق
💡 تو مردونیه همره خود ببر جوان دلیر است و هم با هنر
💡 دستور شرق و غرب محمد که خلق او همچون دم مسیح بود مایهبخش جان
💡 بس کن ای دل چو شدی مات شه چند ز هیهای و ز هیهات من