لغت نامه دهخدا
( یقیناً ) یقیناً. [ ی َ نَن ْ ] ( ع ق ) بدون شک و بی گمان و محقق و به طور تحقیق و به راستی و به درستی و البته و بی شبهه. ( ناظم الاطباء ). قطعاً و حتماً و بی شبهه و بی گمان و به طور قطع و یقین. ( یادداشت مؤلف ).
( یقیناً ) یقیناً. [ ی َ نَن ْ ] ( ع ق ) بدون شک و بی گمان و محقق و به طور تحقیق و به راستی و به درستی و البته و بی شبهه. ( ناظم الاطباء ). قطعاً و حتماً و بی شبهه و بی گمان و به طور قطع و یقین. ( یادداشت مؤلف ).
( یقیناً ) ( ~. نَ نْ ) [ ع. ] (ق. )قطعاً، مسلماً، مطمئناً، از روی یقین.
قطعا مسلما.
[ویکی الکتاب] معنی أَئِنَّ: آیا یقیناً
معنی أَئِنَّا: آیا یقیناً ما
معنی أَئِنَّکُمْ: آیا یقیناً شما
معنی أَإِنَّا: آیا یقیناً ما
معنی إِنَّکُمْ: یقیناً شما
معنی إِنَّنَا: یقیناً ما
معنی إِنَّهُ: یقیناً او
معنی إِنَّهُمْ: یقیناً آنها
معنی إِنَّهُمَا: یقیناً آن دو
معنی إِنِّی: یقیناً من
معنی تُسْأَلُنَّ: یقیناً حتماً باز خواست می شوید-یقیناً حتماً مورد سؤال واقع می شوید
معنی أَئِنَّکَ: آیا یقیناً تو
معنی أَإِنَّکَ: آیا یقیناً تو
معنی إِنَّ: یقیناً - بی تردید
ریشه کلمه:
یقن (۲۸ بار)
قطعاً، مسلماً، مطمئناً، از روی یقین.
💡 یقیناً بنده هم گمراه گشتم که عارف جوی و عارف خواه گشتم
💡 پیش روی چشم او گر لاله و نرگس بروید لاله و نرگس یقیناً هیچ چشم و رو ندارد
💡 تنگ گیرم به برت نرم بخارم بدنت من یقیناً به تو دل سوزترم تا مادر