یخ زدن

لغت نامه دهخدا

یخ زدن. [ ی َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) انجماد. منجمد شدن. افسردن. فسردن. تبدیل شدن آب یا مایعی در اثر شدت سرما به یخ: حوض یخ زده است. ( یادداشت مؤلف ). || سخت سرد شدن. بسیار سرد شدن و فسردن از سرما و چاییدن: دستهایم یخ زده است. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) یخ بستن منجمد شدن.

جمله سازی با یخ زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این آبشار، در زمستان با یخ زدن، شکلی بسیار زیبا به خود می‌گیرد.

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز