یتیم خانه. [ ی َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جای پرورش یتیمان. دارالایتام. پرورشگاه. || جای باش دزدان و عیاران. ناظم الاطباء ). مأوای دزدان و عیاران. ( آنندراج ):
بتان شدند ز عیارپیشگی رامم
یتیم خانه من چون صدف پر از گهر است.سعید اشرف ( از آنندراج ).طاقی به دلربایی در دلبری یگانه
هست از صدف گهر را گرچه یتیم خانه.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
( ~. ن ) [ ع - فا. ] (اِمر. )جای پرورش یتیمان، دارالایتام.
( اسم ) ۱- جای پرورش یتیمامن دارالایتام. ۲- جای اقامت عیاران: بتان شدند زعیار پیشگی رامم یتیم خان. من چون صدف پرازگهراست. ( اشرف )
جای پرورش یتیمان، دارالایتام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن شرلی دختری است که در یتیم خانه بزرگ شدهاست. آن بهطور تصادفی نزد خانم ماریلا کاتبرت و آقای مت کاتبرت فرستاده میشود که در اصل درخواست یک پسر کرده بودند. خانم ماریلا در ابتدا شگفتزده میشود. پس از اینکه ماریلا از گذشتهٔ غمانگیز آن مطلع میشود، آن به تدریج به عضوی غیرقابل جایگزین از خانوادهٔ کاتبرت تبدیل میشود.
💡 در پایان ناصر به همراه آنجلا و مادربزرگ به یتیم خانه مادر ترزا میروند و مادربزرگ چک را میدهد. ریوالدو فوتبالیست سرشناس برزیلی هم که ناصر را در تلویزیون دیده و تحت تأثیر حرفهای او قرار گرفته، برای کمک به همین یتیم خانه میآید تا به کودکان کمک کند. سپس ناصر به همراه خانواده خود به ایران برمی گردند.
💡 رمان محبوب دیگر رمان بهمن در سال ۱۹۵۸ است، داستانی از گروهی از کودکان در یتیم خانه ای که در برف سنگین سوئیس گرفتار شدهاند.