پالودگی

لغت نامه دهخدا

پالودگی. [ دَ / دِ ] ( حامص ) ترویق. بی غلّی:
تو گمان کردی که گرد آلودگی
در صفا غش کی هلد پالودگی.مولوی.

فرهنگ عمید

۱. صاف و بی غل وغش بودن.
۲. پاکیزگی.

فرهنگ فارسی

بی غلی بی غشی ترویق.

جمله سازی با پالودگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرشگی که از صرف پالودگی فرو شوید از دامن آلودگی

💡 شستم ز می‌در پای خم، دامن ز هر آلودگی دامن نشوید کس چرا، زابی بدین پالودگی

💡 تو گمان بردی که کرد آلودگی در صفا غش کی هلد پالودگی

💡 کی بود در راه عشق آسودگی سر به سر درد است و خون پالودگی

💡 بیرون شدم ز آلودگی با قوت پالودگی اوراد خود را بعد از این مقرون سبحانی کنم

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز