گوش درد

مترادف‌ها

درد گوش

لغت نامه دهخدا

گوش درد. [ دَ ] ( اِ مرکب ) درد گوش.آزار گوش. المی که در گوش پیدا آید و آزار رساند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) درد و وجع شدیدی که در قسمتهای عمقی گوش پدید میاید. این عارضه ممکنست اختصاصا مربوط بخود گوش نباشد. عللی که درد گوش را موجب میشوند بسیارند از آن جمله است نوزالژی عصب پنجم دماغی نورالژی شبک. گردنی در قسمتهای سطحی پوسیدگی دندانها گلو درد ورم لوزه ها. برخی امراض عفونی از قبیل مالاریا نیز میتوانند موجب پیدایش درد گوش بشوند گوش درد.

ویکی واژه

otite

جمله سازی با گوش درد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 درد دل ما نمیکنی گوش درد دل از آن گرفت ما را

💡 گوشی نکشید گوش دردی فریاد ز حسرت دل ما

💡 به گوش درد دلم گاه گاه می‌رسدش پیام ناله و تقریر آه می‌رسدش

💡 بی‌شمار ار چه گوش سر شنود گوش درد از یکی خبر شنود

💡 کودک کوچک پس از شنا کردن در استخر، دچار گوش درد شدید شد و والدینش او را سریعاً به پزشک متخصص گوش و حلق و بینی بردند.

💡 تغییرات ناگهانی فشار هوا هنگام پرواز با هواپیما می‌تواند باعث ایجاد گوش درد و ناراحتی‌های موقتی در بسیاری از مسافران در طول مسیر شود.

💡 او به دلیل ابتلا به گوش درد، نمی‌تواند به خوبی صداها را بشنود و برای درمان این مشکل نیاز به مصرف داروهای ضد التهاب دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران